{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر خوانده

پدر خوانده

Godfather

پارت : ۷


ویو ته:

شلوارم اروم در اوردم باکسرم کمی پاین کشیدم دوباره لبه تخت نشستم ....

ته: خب کوک میخای ابنبات بابا ببینی؟( نیشخند)

کوک: و.....و...ولی چرا شلوارتو در اوردی؟؟؟( شکه)

ته: خب .....اومممم چون اون ابنبات گنده زیر شلوارم قایم کردم که به پسر بچه های خوب بدمش( خنده)

کوک: عا ولی مامانم بهم گفت اونجا شخصیه و کسی نباید ببینه....

با حرفش خیلی عصبی شدم اخم کردم ولی سعی کردم خودمو کنترل کنم....

ته: هی کوک من پدرتم پس مشکلی نداره.....
زود باش بیا ابنبات بابا بخورررر بابا منتظره ..

ویو کوک:

اصلا نمیفهمیدم منظورش چیه ولی نمیدونم چرا یهو یبول کردم ....

ویو ته:

ای کوچولو...

یکم فکر کرد بعد جواب داد....

کوک: باشه( عادی)

ته: اوه افرین کوچولو

باکسرمو در اوردم ....( اسمات کامنتا 🐇)

ویو ته:

شلوارمو پوشیدم ته بلند کردم انداختم دو تخت جفتش دراز کشیدم بغلش کردم حوصله عوض کردن لباس نداشتم پس همونجوری چشامو بستم....

کوک خیلی تکون میخورد اه لعنتی...

ته: هی بچه بخواب( سرشو بوسید)

بعد گفتن این حرف کوک رام شد اروم چشاشو بست به خواب رفت...
معلوم بود اونم خستس...


اینم پارتتت ۷❤️❤️❤️🐰
دیدگاه ها (۷۳)

پدر خوانده Godfatherپارت : ۸( پرش زمانی به ۳ ساعت بعد ساعت ۳...

پدر خوانده Godfatherپارت : ۹ویو کوک:حدود ساعت ۴ صبح بود و من...

پدرخوانده Godfatherپارت:۶ویو ته: اختیار کار هام دست خودم نبو...

پدر خوانده Godfatherپارت: ۵ویو کوک: مجبور شدم برای اروم کردن...

فیک مافیاهاپارت ۲۹کوک: ته ته..ته: جانم عزیزکمکوک: میگم میشه ...

پدر خوانده فصل دوممافیای من part²⁵ویو ته: پهن زمین شد.. بیخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط