{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر خوانده

پدر خوانده

Godfather

پارت: ۵






ویو کوک:

مجبور شدم برای اروم کردن افکارم دوباره راهی که طی کرده بودم برگردم ......
.......
به پذیرایی برگشتم که با صحنه وحشت ناکی روبه رو شدم تهیونگ موهای اون خدمتکار که اسمش بنظر میرسید لیاعو بود گرفته بود و با چشای خونی بهش زل زده بود ....از شدت ترس روی دوتا زانو هام افتادم با چشای پر از سوال نگاهشون میکردم ....




ویو ته:
اونقدر عصبی بودم که متوجه اومدن کوک نشده بودم و به کشیدن موهای لیاعو ادامه دادم ....


لیاعو: ارباب.....ارباب.....عایییی.....لطفا نکن ......همه موهام کندی......( داد)

ته : چطور جرعت کردی سر اربابت داد بزنی( عربده)

لیاعو از شدت ترس خودشو خیس کرده بود ....

لیاعو: من.....من .... من دختر شی چیا هستم .....( اروم)

با شنیدن این حرفش موبه تنم سیخ شد عصبانیتم فرا تر از حد ممکن رفته بود .....

ته: هان وو اونجایی؟؟؟ ( داد)

لیاعو: ارباب ارباب نه لطفا( ترس)

موهای لیاعو ول کردم ..

ویو هان وو :

ارباب با صدای خیلی بلند و خشنی منو صدا کرد سریع خودمو به اونجا رسوندم .....

ویو ته:

هان وو اومد .....

هان وو:بله ارباب

ته: لیاعو ببر مکان ممنوعه

هان وو: بله ارباب ( دستای لیاعو بست بلندش کرد که ببرش)

لیاعو : ارباب نه لطفا نه نکن( گریه)

هان وو لیاعو برد .....

برگشتم به که برم تو اتاق یهو کوک دیدم بی اختیار به سمتش هجوم بردم بلندش کردم سرم بردم تو گردنش بو کشید کمی اروم شدم...

ویو کوک:

هیچی نمیفهمیدم فقط میدونم شکه شده بودم ....

ویو ته:

سرمو بالا اوردم لپای کوک گاز گرفتم ......

اینم پارت ۵ ❤️❤️❤️🫂
دیدگاه ها (۶۴)

پدرخوانده Godfatherپارت:۶ویو ته: اختیار کار هام دست خودم نبو...

پدر خوانده Godfatherپارت : ۷ویو ته:شلوارم اروم در اوردم باکس...

پدر خوانده Godfatherپارت ۴ویو ته:بعد ۲۰ مین بلاخره رسیدیم خو...

پدر خوانده پارت ۳ Godfatherته ویو: تو کل مسیر کوک هواسش به ب...

#اونـ_مالـ_منهـpart 3 کوک: خیلی خسته بودم اومدم تو اتاقم و ر...

مثلث عشقی من پارت ۱۶:ا/ت: خواهش میکنم عزیزم ته: پس زوج هستید...

پدر خوانده فصل دوم مافیای منpart²⁴ویو کوک: همچنان در حال فکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط