{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودیم مهمون میومد میخواست بره ما خودمون رو مینداخت

بچه که بودیم مهمون میومد میخواست بره ما خودمون رو مینداختیم زمین جیغ میزدیم و گریه میکردیم که نرن بعد مامانمون میومد دو تا ویشکون میگرفت میگفت بزار برن میزنم لهت میکنم بعد با یه لحن زیبا و لبخند ملیح میگفت راست میگه دیگه بچه بمونید🤣🤣🤣
دهه شصتی ها خوب یادشونه😑😑
دیدگاه ها (۱)

مرد : زن تو بازم رفتی سه دست لباس با هم خریدی ، آخه نمیگی من...

اول كه اين عكسو ديدم فكر كردم فقط يه خونه ی عروسكيهاما متاس...

‏یه بیماری هست به اسم هتروکرومیا که باعث میشه رنگ دوتا چشم ب...

خودشیفتگیاز نشونه های بارز این کوچولو😂😍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

عاشقانه ای در دهه ۵۰ پارت ۸۹ویو راوی زویی به زور تهیونگ رو ا...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ²⁵ات ✨ باشه بابا دلم درد میکنه .ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط