{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش بےتو دلم مےگیرد

گفتمش بےتو دلم مےگیرد
گفت با خاطره ها خلوت کن
گفتمش خنده به لب مےمیرد
گفت با خون جگر عادت کن
گفتمش با که دلم خوش گردد
گفت غم را به دلت دعوت کن
گفتمش راز دلم را چه کنم
گفت با سنگ دلم صحبت کن
دیدگاه ها (۱)

گاهے دلم میخواداز شدت این دوست داشتن بمیرم میخوام داستانےاز ...

دنبال کسے باش کہ دنبال تو باشداین گونہ اگر نیستبہ دنبال خودت...

خوب معلومه هیچکسجات و نمی گیرهوقتےهستےغم دنیاے آدم میرههر چے...

پیشانے امسجده گاه لبہایتچشمانممیعادگاه قدمہایتدستانمتکیہ گاه...

چه کنم با دل وامانده که دلتنگ شده؟ساز دلتنگیم امشب چه بد آهن...

نازنینم  غم  مخور  سنگ  صبورت میشومهمسفر  تا  راه نزدیک  و ب...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط