{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ماهم و تو خورشید

من ماهم و تو خورشید
Part:1

یورا«از خواب بلند شدم و تا از خواب بلند شدم نشستم و شروع کردم به نوشتن ادامه رمانم....
رمانم در مورد اون سال های بود که با جین بودم...
دلم براش تنگ شده خیلی وقت هست که ندیدمش...
فصل اولش که خیلی پر طرف دار بود ولی فصل دوم رو هنوز اپ نکرده بودم ولی می دونستم خیلی طرف دار پیدا می‌کنه تو همین حال بودم که هم تیمیم یارا صداذم زد
یارا: یورا بیا دیگه باید صبحونه بخوریم
یورا:باشه صبر کن اومدم
یارا:باشه فقط زود باش
تا اومدم از سر جام بلند شم دوباره قلبم درد گرفت یکم سینم رو ماساژ دادم و رفتم پیش یارا و لیا...
من اومدم خوب بیاین غذامون رو بخوریم و بعد شروع کردیم به غذا خوردن داشتیم غذا می خوردیم که لیا اومد حرف بزنه و غذا پرید گلوش
سریع بهش آب دادم ولی یارا غش کرده بود از خنده لیا حالش خوب بود کنده بودم چه جوری یارا رو جمع کنم
نگاه یارا که میکردم خندم میگیرفت
خودم هم از بس خندیدم مردم همین جور داشتیم وسط خوابگاه پر می خوردیم که صدای زنگ گوشیم بلند شد خودم رو جمع و جور کردم و جواب دادم....

اینم پارت یک
شرایط ده تا لایک و یک کامنت:)
اومید وارم خوشتون بیاد :)
دیدگاه ها (۲)

واهای گلبمممممن دیگه طاقت ندارمممممممراستی عیدتون هم پیشاپیش...

خوب خوب سلام علیک عیدتون مبارک باشه عشخای من ایشالا سال جدید...

معرفی فیک من ماهم و تو خورشید شخصیت های اصلی: یورا،جینشخصیت ...

فردا صبح اولین پارت و معرفیش پست میشه امکان داره دیر بشه چون...

ا.ت: اوکیی به کارمون ادامه دادیم بعد اماده کردن ناهار میز رو...

"مافیای من" Part: 1 ...

~My Dream Life~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط