{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلبه ای می سازم پشت تنهایی شب

کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب
زیر این سقف سیاه
که به زیبایی دل تنهای تو باشد
پنجره هایش از عشق
سقفش از عطر بهار
رنگ دیوار اتاقش گل یاس
عکس لبخند تو را می کوبم
روی ایوان حیاط
تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم
همه ی دلخوشی ام بودن توست
وچراغ شب تنهایی من
نور چشمان تو است
کاشکی در سبد احساسم
شاخه ای مریم بود
عطر آن را با عشق
توشه راه گل قاصدکی می کردم
که به تنهایی تو سربزند
تو به من نزدیکی وخودت می دانی
شبنم یخ زده چشمانم
در زمستان سکوت
گرمی دست تو را می طلبید...!!
دیدگاه ها (۱۶)

"تــــ ــــو"کـــــنــارم بـــاش ...مـــــن ،تمـــآم شــب ه...

جسارت میخواهد نزدیک شدن به افکار دختری که روزها مردانه با زن...

فقط برای یک بار!مرا در افسون مبهم یک دروغ…شناور کن!سر به گوش...

ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ... ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺩﺷﺖِ...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط