{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیاید جرعت حقیقت

بیاید جرعت حقیقت
+&×اوکیییی
-خب (چرخوند که به جیمین و آچا افتاد)
-خب آچا خانوم جرعت یا حقیقت
&جرعت
-بلند شو و
+بیا بیا اینو بگو(تو گوشش گفت)
-سیب گلوی کوک‌ رو ببوس
&×چییی
×هیونگ
-من نمیدونم بدو
&بوسید
×هعی خدااااا
-خب بعدی (افتاد به کوک و میرا)
×خب جرعت یا حقیقت
+حقیقت
×بگو‌ ببینم تا حالا شده که بری سر دیت(قرار)
+نه خیر
+نوبت منه
+جرعت یا حقیقت
-حقیقت
+خب چی بگم اها تا حالا شده که خوابای خاک بر سری ببینی
-اوممم اره
همه:جر خوردن
-وِیوُ وِیوُ(چیه چیه)
+خخخخخخ بعدش چیشد
-هیچی دوباره کپیدم
+کیو دیدی
ویو جیمین
-می خواستم بگم تو که در باز شد و مادر میرا اومد تو
م.م بچه ها عصرونه می خواید
-چی هست
م.م موچ....
-اومدیم خب بریم
همه:خنده
ویو میرا
+رفتیم و سر میز نشستیم جیمین داشت با کیوتی تمام موچی میخورد اییی قلبم چرا باید بلرزه واقعا که ایشش اروم باش لعنتی یک...دو...سه..
م.م بچه ها
+بله مامان
-بله خاله
م.م یه سر برید خرید برای خودتون چهار تاتون(چشمک به اچا)
&اوو باشه خاله اما شما چی
پ.م ما میریم پیش بابات اینا بوسان تا تقریبا یک ماه برای یه کاری
+چینجا همتون
م.م اوم
+خب خوبه پس
پ.ب و بچه ها من می خواستم یه چیزی بگم
+بفرمایید
پ.ب بچه ها شما کلا دو نفر هستید داخل خانوادهمون که نوه هستن و بعد از مرگ من قراره بین شما ها تقسیم بشه
+اه پدر بزرگ اولن که حرف مرگ‌ نباشه دومن من خودم به اندازه ده نفر پول دارم لازم نیس
-راس میگی؟
+پاهاشو انداخت روی پاش و چشماشو بست و با اعتماد به نفس و شوخی گفت معلومه بیب(عادتشه عین من )
-خنده(ا..اون گفت بیب )
م.ب خب بچه ها شما برید اماده شید برای ساعت پنج قراره برید
+چشم اجومای گلم
م.ب شیرین زبونی نکن بچه
+اصلا من قهرم(حالت لوس)
ب.م یا مامان چیکار دخترم داری
م.ب عَ اراسو اراسو خوردینم
همه:خنده
ویو میرا و اچا
+خب بنظرت خوبه این
&انی(نه)
+این چی
&واووو ایتس سو پرتی(لحجه استرالیایی میگه این خیلی زیباس)
+واو تنکس بیب
&خواهش
+خب خوبه
&اره حالا من
&این خوبه
+آنی
&این چی
+آنیوو
&این
+واو خوشگله بپوشش
&باشع خوبه
+👌🏻
&بریم
+اره
دیدگاه ها (۱)

ویو آچا&رفتیم پایین که کوک رو دیدم چقدر جذابه این بشر میرا ه...

-میرا میای اتاق فرار+(چ..چی یعنی چی نمی خوام دوباره اون اتفا...

پارت اخر فصل یکویو صبح+صبح با نوازشای یه نفر بیدار شدم کوک ب...

که یهو اعضا رو دیدم که اومدن روی صحنه کیک تولد دستشون بود اس...

#مافیای_منپارت دوویو بار: جیهون کمرمو گرفت و رفتیم سمت بچه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط