پارت
پارت ۲۱
مدرسه قلدرا
که یهو نگاهم به شوگا افتاد وای حالا چیکار کنم بلند شدم که پام تیر کشید و آخ نسبتا بلندی گفتم که تهیونگ گفت ا/ت تکون نخور حساب اون ته مین و اون آشغالا رو میرسیم و داشتن همه میرفتن که گفتم تهیونگ و شوگا شما ها باشین بقیه بیرون با این دو تا کار دارم همشون رفتن به غیر از این دوتا
شوگا: چیزی شده؟
ا/ت: آره خوب ش..شو..شوگا چجوری بگم خوب خوب من (این تکه رو تند میگه)تهیونگ و دوست دارم و تو رو ندارم
شوگا : .......
ا/ت: ش..شوگا من.....
شوگا : مشکلی نیست درک میکنم(لبخند تلخ و رفت بیرون)
تهیونگ : ا/ت نمیدونم ولی از وفتی دیدمت از اون دعوا که کای دوست داشت و کرم ریزی من به تو و حالت بد شده بود قرص خریدم اون روز که ناپدید شدی تیر خوردی و سختی کشیدی خندیدیم و گریه کردیم همشون شد واسم عشق به تو دوست دارم ا/ت
دیگه اشکم در اومد که تهیونگ اومد نزدیک و بوسه ای طولانی رو درست کرد لباش و روی لبای صورتی گذاشت و عین یک خوراکی خوش مزه مک آرومی میزد و بعد ازم جدا شد
که یهو همه ی اعضا به جز شوگا اومدن ....
جیهوپ : آخ جون عروسی داریم قرار عمو بشم عرررر
ا/ت: فضولاااااا( کفری و عصبی)
کوک : عه زن داداش زد حال نزن دیگه
ا/ت:حالا شدم زن داداش بزار بزار پام خوب شه یک زن داداشی به همتون نشون بدم
جیمین: من میخوام عمو بشم یک نینی به دنیا بیارین(شیطانی)
جین: عملیات هم ما یادتون میدیم(شیطانی)
تهیونگ: نگران نباشید به زودی عمو میشید
ا/ت: عههه تهیونگگگگ(جیغ)
که هممون باهم خندیدیم که یهو صدای شکستن شیشه اومد با وحشت نگاه تهیونگ کردم و از چشمام فهمید چی میگم اگر شوگا بلایی سره خودش بیاره چی نامجون کولم کرد و با سرعت به سمت صدا رفتیم که دیدیم شوگا شیشه شکسته و داره گریه میکنه عربده میکشه و همچین میشکنه
ا/ت: جیغ)تهیونگ یک کاری کن شوگا منو ببین تو رو خدااا(بغض)
شوگا: زندگی که تو توش نباشی زندگی نیست خودمو راحت میکنم
بعد شیشه رو فرو کرد تو رگش که جیغ کشیدم و بعد شوگا لبخند زد و بیجون غرق در خون افتاد زمین یک قطره اشک از چشماش ریخت و بعدش چشماشو بست
ا/ت: شوگاااا هقققف نه ولم کن هققققق نامجون شوگا هققق شوگا تو رو خدا چشماتو باز کن شوگااا(گریه)
که
..
مدرسه قلدرا
که یهو نگاهم به شوگا افتاد وای حالا چیکار کنم بلند شدم که پام تیر کشید و آخ نسبتا بلندی گفتم که تهیونگ گفت ا/ت تکون نخور حساب اون ته مین و اون آشغالا رو میرسیم و داشتن همه میرفتن که گفتم تهیونگ و شوگا شما ها باشین بقیه بیرون با این دو تا کار دارم همشون رفتن به غیر از این دوتا
شوگا: چیزی شده؟
ا/ت: آره خوب ش..شو..شوگا چجوری بگم خوب خوب من (این تکه رو تند میگه)تهیونگ و دوست دارم و تو رو ندارم
شوگا : .......
ا/ت: ش..شوگا من.....
شوگا : مشکلی نیست درک میکنم(لبخند تلخ و رفت بیرون)
تهیونگ : ا/ت نمیدونم ولی از وفتی دیدمت از اون دعوا که کای دوست داشت و کرم ریزی من به تو و حالت بد شده بود قرص خریدم اون روز که ناپدید شدی تیر خوردی و سختی کشیدی خندیدیم و گریه کردیم همشون شد واسم عشق به تو دوست دارم ا/ت
دیگه اشکم در اومد که تهیونگ اومد نزدیک و بوسه ای طولانی رو درست کرد لباش و روی لبای صورتی گذاشت و عین یک خوراکی خوش مزه مک آرومی میزد و بعد ازم جدا شد
که یهو همه ی اعضا به جز شوگا اومدن ....
جیهوپ : آخ جون عروسی داریم قرار عمو بشم عرررر
ا/ت: فضولاااااا( کفری و عصبی)
کوک : عه زن داداش زد حال نزن دیگه
ا/ت:حالا شدم زن داداش بزار بزار پام خوب شه یک زن داداشی به همتون نشون بدم
جیمین: من میخوام عمو بشم یک نینی به دنیا بیارین(شیطانی)
جین: عملیات هم ما یادتون میدیم(شیطانی)
تهیونگ: نگران نباشید به زودی عمو میشید
ا/ت: عههه تهیونگگگگ(جیغ)
که هممون باهم خندیدیم که یهو صدای شکستن شیشه اومد با وحشت نگاه تهیونگ کردم و از چشمام فهمید چی میگم اگر شوگا بلایی سره خودش بیاره چی نامجون کولم کرد و با سرعت به سمت صدا رفتیم که دیدیم شوگا شیشه شکسته و داره گریه میکنه عربده میکشه و همچین میشکنه
ا/ت: جیغ)تهیونگ یک کاری کن شوگا منو ببین تو رو خدااا(بغض)
شوگا: زندگی که تو توش نباشی زندگی نیست خودمو راحت میکنم
بعد شیشه رو فرو کرد تو رگش که جیغ کشیدم و بعد شوگا لبخند زد و بیجون غرق در خون افتاد زمین یک قطره اشک از چشماش ریخت و بعدش چشماشو بست
ا/ت: شوگاااا هقققف نه ولم کن هققققق نامجون شوگا هققق شوگا تو رو خدا چشماتو باز کن شوگااا(گریه)
که
..
- ۶.۴k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط