{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز از سر بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند

یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.
چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر".
از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند.
نوشته بودند که "فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند.
عادت کرده بودند مزیت فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر".
انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود.
نوشته بود "عطر حس هایی را در آدم بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است".

📚 رویای تبت
👤 فریبا وفی
دیدگاه ها (۱۳)

نفسم ‍ ‍ ‍ امروز روز چندم دی ماه است؟؟هزاره ی چندم نبودن توس...

گاهی بی بهونه و با بهونه از اونی ک ی زمانی مخاطبت بوده دو جم...

نسل عجیبی هستیم..خوبی و بدی حالمان دست همه است جز خودمان..بل...

دوستی هایتان را به عشق نرسانید؛به جایی که سلام دادنش سر حالت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط