{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مدرسه ای

عشق مدرسه ای
پارت۵

پس ینی قراره مث تهیونگ قلدری کنه.

لیا:ام جونگکوک شی تو که مثل تهیونگ قرار نیست برای کسی قلدری کنی درسته.
کوک:هعی من مثل تهیونگ نیستم و قرار نیست برای کسی قلدری کنم*ولی برای تو چرا موش کوچولو قراره امسال خیلی بهم خوشبگذره*

لیا:اها چه خوب پس.(لبخند استرسی)
کوک:اهوم.
لیا:خوب راستش اینجا خونه ی ما هست دوست داری بیای بالا(لیخند)
کوک:خوب نه برو و مواظب خودت باش.(لبخند)
لیا:بای
کوک:بای کوچولو.
لیا:چی کوچولو(اخم)
کوک:نیستی(خنده)
لیا:نخیرم خیلیم بزرگم(اخم)
کوک:باشه حالا عصبی نشو(خنده)
لیا:من رفتم(اخم)
کوک:خدافظ کوچولو(خندیدن)
لیا:وایسا اگه گيرت بیارم میکشمت.

از زبان لیلیث

کوک فرار کردو رفت و لیا با دلی که کیلو کیلو توش قند آب میشد موند.
اگه میگفت که امروز عاشق کوک نشده دروغ گفته.
اون عاشق کوک شده ولی این عشق اشتباه .

اون دختر هیچ جوره توان اینو نداشت که دوباره مسخره بشه بهش بگن خوک.
مطمعنا اینبار ی بلایی سر خودش میوورد.

(۳ ماه بعد)

از زبان لیلیث

توی این ۳ ماه اتفاقات خوبی افتاده . لیا به کوک اعتراف کرده و کو‌ک هم اون رو قبول کرده .

امروز روزه سفیده روزیه که همه ی کاپل ها.


لایک کن🪐🤍
دیدگاه ها (۴)

عشق مدرسه ایپارت۶برای هم کادوهای قشنگ می‌خرن و آرزو میکنن که...

عشق مدرسه ایپارت۷از اینکه قرار بود با جونگکوک روبه رو بشه ول...

عشق مدرسه ایپارت ۴پایان فلش بکاگه بخواد اون بالا رو سرم بیار...

وقتی خواهرشونیم و کله میکنیم میریم‌توی اتاقشون و بهشون‌ میگی...

Change in time / p.9

my little mochi:part24تهیونگ ویو: امروز کاری نداشتم پس تصمیم...

‹ قلدر عاشق ›« پارت اول »« ویو کوک »از خواب بیدار شدم خوشحال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط