{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک: نه من نمیرم اگه میخوای خودت برو

کوک: نه من نمیرم اگه میخوای خودت برو

لیا: دلت کتک میخواد کی گفته قراره تنها بری من میام

همه : ما هم میایم

کوک: منظور

لیسا : خب شاید بتونیم با حرف خرش کنیم

ته: منم موافقم

لیا: نه

جیسو: و‌ چرا نه

لیا: ببینین جوتگ هو اصلا آدم خوب و مهربونی که فکر می‌کنید نیست اون دیونس

کوک؛ فکر میکنین چرا انقدر ازش بدمون میاد

لیا: راس میگه تنها کسی که توی خانواده ی مثلا خانوادمون ازش خوشش میاد بابا بزرگمون چون همه کاراش گردنشه

کوک: و بردن شما ها به خونمون مثل بردنتون توی جهنمه

جنی: پس ما میایم به اون جهنم

لیا: نه شما نمی‌آید

جیمین: عههههه آنقدر لج نکنین میایم

نامجون: خوب چرا بیرون از خونه قرار نمیزارین

کوک: چون جونگ هو از پیش پدر بزرگ تکون نمیخوره چون می‌ترسه

لیا: آره خیلی میترسه تنها جایم که بلده بره شرکته

ته: وایسا مگه بابا بزرگ شما مافیا نیست شرکت واسه چیه

لیا: خوب بابا بزرگمون بازنشست شده باید برای ایننکه سرگرمش کنیم و همیشه توی خونه نبینیمش یه فکری میکردیم و یه شرکت بهترین گزینمون بود

نامی: خب کی بیایم خونتون

لیا: خوب طبقه برنامه ی بابا بزرگ اون امروز جلسه ای نداره که این یعنی میره اسب سواری و مینا و لیام اینجا وارد میشن مینا جونگ هو رو توی خونه نگه میداره و لیام امروز به جای جونگ هو با بابا بزرگ میره اسب سواری

کوک: خوب الان من چند تا سوال دارم یک تو چجوری از برنامه ی بابا بزرگ خبر داری؟ دو کی این نقشه به ذهنت رسید ؟سه کی وقت کنیم به مینا و لیام خبر بدیم؟ چهار مگه لیام از اسب سواری نمیترسه ؟

لیا: یک وقتی داشتن حرف میزدن شنیدم دو همین الان سه هم همین الان چهارم میتونه کاری کنه ترسش بریزه

ته : دارم به این نتیجه میرسم که نامی فقط عقل کل نیست

همه غیر از نامی : موافقم

نامی: یاااا خبر دارین نامیه ه بد بخت هم این جاست

لیا: خوب وقت بحث نداریم بزنین بریم کوک شما دو ماشین بیاین ما یه ماشین جا میشیم

کوک: خیلی خب باشه بزنین بریم

ویو لیا

....
دیدگاه ها (۰)

واییییییییییی مرسییییییییییییییییی🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀

نامی: خب پس ریدیمهمه : موافقم لیا: اگه بابا بزرگ راس گفته با...

لیا : کوک میفهمی الان بابا بزرگ چی گفت کوک : یاااا بابا بزرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط