{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شد ...

خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شد ...
اشک ریزانِ دعا، دست به دامان تو شد ....!
مات و مبهوتِ از این خلقت زیبای عجیب ..
آسمان را به تو بخشید و گُل افشان تو شد ...!
روسری از سر تو رفت عقب، ماه گرفت ..
ماه پَرپَر شد و پَژمرد و به قربان تو شد ....!
چه شد این چشم منِ مُلحدِ افسانه پرست ..
تار مویی ز تو را دید و مسلمان تو شد ....!
با دل سرکش بی عاطفه ی خسته ی من ..
تو چه کردی که دلم گوش به فرمان تو شد ...!
آنقدَر از تو نوشتم همه جا پیش همه ..
قصّه ی شاعری ام یکسره دیوان تو شد ...!
جگرم خون شده، ای کاش که می فهمیدی ...
در خودش گم شده بود آنکه غزل خوان تو شد .. 
دیدگاه ها (۶)

لیلی شعرم ... بیا اینجا هوا دم کرده استهجر چشمانت مرا لبریز ...

(وقتی چترت خداست)بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد ببارد. ...

تا اومدم که پاک کنم اشکاتو از رو گونه هاتگفتی بذار گریه کنم ...

ناز چشمان تو و امروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا و آن...

آنقدَر از تو نوشتم همه جا پیش همهقصّه ی شاعری ام یکسره دیوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط