{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا اومدم که پاک کنم اشکاتو از رو گونه هات

تا اومدم که پاک کنم اشکاتو از رو گونه هات
گفتی بذار گریه کنم سر بذارم رو شونه هات

گفتم نترس،گفتم بمون شبونه هـا سحر میشن
رویامو از شبم نگیر سـتاره هام پرپر میشن

همه جا هستمو نیستم با همه هستمو تنهام
منو از خودم رهـا کن که هوای تازه میخوام

خسته و زخمی زخمی ابری ابریه چشمام
با توام با توام اما خیلی وقته خیلی تنهام

عطری که موندش یادگار تن پوش پیرهن منه
کجا میخوای سفر کنی جای تو آغوش منه
دیدگاه ها (۲)

خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شد ...اشک ریزانِ دعا، دست به ...

لیلی شعرم ... بیا اینجا هوا دم کرده استهجر چشمانت مرا لبریز ...

ناز چشمان تو و امروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا و آن...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط