تو متعلق به منی
تو متعلق به منی
پارت ۳۳
ویو ات
سوار ماشینی شدیم که از طرف شرکت شعبه آمریکا اومده بود تاوقتی برسیم هتل همش به بیرون نگاه میکردم چند سالی میشد که آمریکا نیومده بودم آخرین بار با مامانم اومده بودیم هنوز وقتی بهش فکر میکنم دلم براش خیلی تنگ میشه بعد ۳۰ مین رسیدیم هتل رفتیم داخل و از پذیرش کلید اتاق هامون و گرفتیم و وارد آسانسور شدیم و دکمه طبقه ۱۶ رو زدم و آسانسور راه افتاد روبه جونگ کوک گفتم
ات: مراسم فردا ساعت چنده؟
جونگ کوک: ساعت ۷ باید اونجا باشیم
ات: آها ممنون
آسانسور واستاد و اومدم بیرون که دیدم جونگ کوک واستاده گفتم
ات: چرا نمیای؟
جونگ کوک: اتاق من طبقه بالای
ات: باشه فعلا
جونگ کوک: فعلا
وارد اتاق شدم و چمدونم رو باز کردم و لباسام رو داخل کمد چیدم و لباس مخصوص فردا شبم رو از داخل کاور بیرون آوردم و از کمک آویزون کردم عاشقش بودم خیلی قشنگ بود بگذریم دیگه خیلی تعریف نمیکنم رفتم حموم و یک دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم دراز کشیدم و طولی نکشید که خواب مهمون چشمام شد
《》《》《》《》فردا صبح
با صدای آلارم گوشی بیدار شدم و به خودم لعنت فرستادم که چرا آلارم شو دیشب قطع نکردم گوشی رو روشن کردم و دیدم که یک پیام از سمت جونگ کوک دارم پیام رو باز کردم
《ساعت ۹ آماده باش بریم صبحانه بخوریم》
خوشحال از اینکه هنوز ۱ ساعت وقت دارم خواستم یکم باز بخوابم که چشمم به ساعت خورد چی ساعت ۸ و نیم بود ولی آخه من آلارم رو رو ساعت ۸ گذاشته بودم لعنتی دیرم میشه
سریع بلند شدم و رفتم سمت حموم و یک دوش ۵ مینی گرفتم اومدم بیرون و لباس پوشیدم و یک آرایش کوتاهی کردم که صدای در اومد رفتم درو باز کردم و جونگ کوک با یک تیپ دختر کش جلوی در بود
ات: صبح بخیر(لبخند)
جونگ کوک: صبح بخیر( لبخند)
ات: بریم
جونگ کوک:بریم
رفتیم و نشستیم صبحانه خوردیم و جونگ کوک داشت درباره ی مراسم فردا توضیح میداد که چجوریه که گوشیم زنگ خورد نگاهی به گوشی کردم که دیدم جیمینه صدای گوشی رو قطع کردم و نگاهم رو دادم به جونگ کوک
جونگ کوک: اگه واجبه جواب بده
ات: نه واجب نیست
جونگ کوک دوباره شروع کرد به توضیح دادن که دوباره گوشی زنگ خورد
ات: ببخشید
جونگ کوک: راحت باش جواب بده
ات: ممنون
و آیکون سبز رو زدم و از جونگ کوک دور شدم و گوشی رو جای گوشم گذاشتم
ات: سلام جیمین
جیمین: سلام ات خوبی؟
ات: ممنون کاری داشتی
جیمین: جایی هستی
ات: آره با جونگ کوک اومدیم آمریکا میشه بعدا صحبت کنیم؟
جیمین: آ...ره ببخشید مزاحم شدم(شکه و ناراحت)
ات: ممنون پس فعلا
جیمین: فعلا
گوشی رو قطع کردم و برگشتم جای جونگ کوک و صحبتمون رو ادامه دادیم
ادامه دارد...
شرط ها
۱۰ لایک
۵ کامنت
پارت ۳۳
ویو ات
سوار ماشینی شدیم که از طرف شرکت شعبه آمریکا اومده بود تاوقتی برسیم هتل همش به بیرون نگاه میکردم چند سالی میشد که آمریکا نیومده بودم آخرین بار با مامانم اومده بودیم هنوز وقتی بهش فکر میکنم دلم براش خیلی تنگ میشه بعد ۳۰ مین رسیدیم هتل رفتیم داخل و از پذیرش کلید اتاق هامون و گرفتیم و وارد آسانسور شدیم و دکمه طبقه ۱۶ رو زدم و آسانسور راه افتاد روبه جونگ کوک گفتم
ات: مراسم فردا ساعت چنده؟
جونگ کوک: ساعت ۷ باید اونجا باشیم
ات: آها ممنون
آسانسور واستاد و اومدم بیرون که دیدم جونگ کوک واستاده گفتم
ات: چرا نمیای؟
جونگ کوک: اتاق من طبقه بالای
ات: باشه فعلا
جونگ کوک: فعلا
وارد اتاق شدم و چمدونم رو باز کردم و لباسام رو داخل کمد چیدم و لباس مخصوص فردا شبم رو از داخل کاور بیرون آوردم و از کمک آویزون کردم عاشقش بودم خیلی قشنگ بود بگذریم دیگه خیلی تعریف نمیکنم رفتم حموم و یک دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم دراز کشیدم و طولی نکشید که خواب مهمون چشمام شد
《》《》《》《》فردا صبح
با صدای آلارم گوشی بیدار شدم و به خودم لعنت فرستادم که چرا آلارم شو دیشب قطع نکردم گوشی رو روشن کردم و دیدم که یک پیام از سمت جونگ کوک دارم پیام رو باز کردم
《ساعت ۹ آماده باش بریم صبحانه بخوریم》
خوشحال از اینکه هنوز ۱ ساعت وقت دارم خواستم یکم باز بخوابم که چشمم به ساعت خورد چی ساعت ۸ و نیم بود ولی آخه من آلارم رو رو ساعت ۸ گذاشته بودم لعنتی دیرم میشه
سریع بلند شدم و رفتم سمت حموم و یک دوش ۵ مینی گرفتم اومدم بیرون و لباس پوشیدم و یک آرایش کوتاهی کردم که صدای در اومد رفتم درو باز کردم و جونگ کوک با یک تیپ دختر کش جلوی در بود
ات: صبح بخیر(لبخند)
جونگ کوک: صبح بخیر( لبخند)
ات: بریم
جونگ کوک:بریم
رفتیم و نشستیم صبحانه خوردیم و جونگ کوک داشت درباره ی مراسم فردا توضیح میداد که چجوریه که گوشیم زنگ خورد نگاهی به گوشی کردم که دیدم جیمینه صدای گوشی رو قطع کردم و نگاهم رو دادم به جونگ کوک
جونگ کوک: اگه واجبه جواب بده
ات: نه واجب نیست
جونگ کوک دوباره شروع کرد به توضیح دادن که دوباره گوشی زنگ خورد
ات: ببخشید
جونگ کوک: راحت باش جواب بده
ات: ممنون
و آیکون سبز رو زدم و از جونگ کوک دور شدم و گوشی رو جای گوشم گذاشتم
ات: سلام جیمین
جیمین: سلام ات خوبی؟
ات: ممنون کاری داشتی
جیمین: جایی هستی
ات: آره با جونگ کوک اومدیم آمریکا میشه بعدا صحبت کنیم؟
جیمین: آ...ره ببخشید مزاحم شدم(شکه و ناراحت)
ات: ممنون پس فعلا
جیمین: فعلا
گوشی رو قطع کردم و برگشتم جای جونگ کوک و صحبتمون رو ادامه دادیم
ادامه دارد...
شرط ها
۱۰ لایک
۵ کامنت
- ۱.۵k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط