{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم

پارت سوم
+ و گفت که بعدا میبینمت
مامان : ( خب اوه گفتی که بعدا میبینتت چرا به دیدنش نمیری؟)
+ مامان شوخی نکن اینجوری که پررو میشه
مامان : ( واقعا؟ همچین پسری بود؟)
+ نه خب راستش......... باشه امروز بعد از ظهر میرم دنبالش میگردم

ویو راوی
همون لحظه خواهرت کوچکتر الیانا از خواب بیدار شد و با چشمای خوابالود شروع کرد یه چیزی رو زیر لب زمزمه کردن : (صبح بخیر نه سان ، مامان)
علامت خواهرت : &
( خواهرت تازه 11 سالش بود و تازه میرفت کلاس پنجم)
خواهرت با موهای ژولیده و عروسکی که همیشه بغلش بود با لباس خواب صورتی و جسه کوچولوش روی میز نشست
اون خیلی فسقلی تر از همسنای خودش بود و خیلی ناز بود
با موهای صاف بنفش و چشمهایی که به پورت رفته بود چشم هایی به رنگ شفق آسمان و رنگی مایل به بنفش تیره
با دیدن تو خندیدی و گفتی
+ صبح بخیر کوچولو
& من کوچولو نیستم * اخم کردن کمرشو خم کردن
+ باشه باشه
& * تعجب کردن
عجیبه خواهر امروز بدجوری کیفت کوکه
+ آره خب من دیگه اون خواهر قبلیت نیستم
& * اشکش دم مشکش بود
* گریه زاری
+ چی؟ چیشده؟
& من خواهر خودمو میخوام بهم برش گردون
با این حرفش تو مامانت زدین زیر خنده


ویو مغازه شینیچیرو

اوکاسا : چی شده؟ امروز بدجوری تو فکری شین
_ هعی الان که بهش فکر میکنم دیگه محاله ببنمش آخه چطوری باید پیداش کنم؟
اما خودش گفت که بعدا میبینمت یعنی چی ؟
زیر لب زمزمه کردن *
_ اوکاسا وقتی یه دختر بهت میگه بعدا میبینمت چه معنی میتونه داشته باشه؟
اوکاسا : عاممممم فکر کنم با.....
_ محاله! یعنی ممکنه که اون..... عاشقم شده باشه
اوکاسا : پوففففف اصن داری راجب چی حرف میزنی؟
در ضمن اینو بدون وقتی یه دختر بهت میگه " بعدا میبینمت " به این معنی نیست که عاشقت شده احمق
_ اههههههههه نمیدونم باید چیکار کنم؟
واقعا دلم میخواد یه بار دیگه ببینمش واکا
نمیدونی چه برقی تو چشاش بود هیچوره نمیفهمیدم داره به چی فکر میکنه راستش دیشب باهم سیگار کشیدیم. و ____
اوکاسا : هااااااااا؟ به دختر مردم سیگار دادی؟
_ خودش خواست! در صمن سیگار دادم گناه کبیره مه نکردم انگار سیگار کشیدن باعث مرگ میشه
اوکاسا : اما خب بازم دهنتو شین
_ هعی اینم از رفیق ما
اوکاسا : چیه؟ انتظار داری بهت بگم آفرین به دختر مردم. سیگار پیشنهاد دادی
_ خودش خواست 💢💢
واکاسا : به هر حال دیگه نمیبینیش
_ نخیرم
اوکاسا : خیلیم خیرم مرتیکه زشت بی ریخت💢
_ خودتی لاغرمردنی با اون قیافت 💢
( دعوا بین دو دوست )

ویو خونه ا/ت
& آبجی داری کجا میری؟
+ دنبال یه دوست
& دوست؟ کدوم دوستت؟
+ دوست جدیدم
& میشه منم بیام؟
+ نه عمرا
& تورو به خدا
+ نه الکی اسرار نکن
& خواهشششششش میکنم
اگه منو دوست داری
+ خیلی خوب باشه

ویو بیرون

& خب حالا این دوستت کجاس؟
+ عاممممم نمیدونم
& ها؟ یعنی چی؟
+ انقد سوال نپرس و دنبالم بیا مگه خودت نخواستی بیای؟ برمیگردگنمت خونه ها
& باش

+ خیلی خوب جست‌وجو شروع می‌شود
اول باید بریم همونجایی که تو شب دیدمش

( یه ساعت تو اونجا منتظر موندی ولی نیومد)
+ خب باید بگردیم دنبالش
تنها راه پیدا کردنش تو اون جا به این بزرگی اینه که
( سوال پرسیدن در موردش از این و اون)
ببخشید شینیچیرو سانو رو می‌شناسید
=نه ببخشید
خسته شدن *
+ آه

ویو مغازه شینیچیرو

_ یو سلام تاکئومی
تاکئومی : سلام چطوری؟ میبینم که گم نشدی
_ گم نشدی؟
تاکئومی : آخه یه دختره اون بیرون داشت مشخاصتت رو مثل یه فردی که. م شده میداد تا پیدات کنه
_ ها؟
تاکئومی : هوی کجا میری ؟
_ معلومه هب میرم دنبالش
تاکئومی : بیا نرو بابا خودم آدرس اینجارو بهش دادم
_ چی؟
تاکئومی: گفتم که دنبالت می‌گشت منم بهش آدرس دادم
_ پس. کجاست؟
تاکئومی : بیرون نشسته بهش گفتم بزار ببینم هستی یا نه
برو بینن چیکارت داره ؟
_ ازت خیلی ممنونم تاکئومی یکی طلبت


اینم از این ✨
پارت بعد رو هم به حلق و به الهی براتون میزارم 🎀
خدانگهدار تون تا پارت بعد 💖
دیدگاه ها (۰)

هعی

پارت دوم+واقعا حس خوبی دارهفوت کردن دود *_آره خب ولی قول بده...

منشی:ددیکوک:ددی زنیکه هرزه به من میگی ددی منشی :کوک من دوست ...

آکیما ریونوسوکه :خب این آدم به شدت شبیه مامانشه ولی خب یه فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط