{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه این احساس را در انزوا پنهان کند ،

هرچه این احساس را در انزوا پنهان کند ،
می‌تواند از خودش تا کی مرا پنهان کند ؟
عشق ، قابیل است ؛ قابیلی که سرگردان هنوز
کشته‌ی خود را نمی‌داند کجا پنهان کند !
در خودش من را فروخورده‌ست ؛ می‌خواهد چقدر
ماه را بیهوده پشت ابرها پنهان کند ؟!
هرچه فریاد است از چشمان او خواهم شنید !
هرچه را او سعی دارد بی‌صدا پنهان کند
خسته هرگز نیستم ؛ بگذار بعد از سال‌ها
باز من پیدا شوم ، باز او مرا پنهان کند ...
دیدگاه ها (۳۸)

من آن درسم که روز امتحانش را نمی دانیهمان آهنگ زیبا که زبانش...

روانشناسان رسالتی بزرگ بر دوش دارند چونان که تزکیه و ترمیم و...

دریا که می پوشی به چشمانم حسادت می کنممی میرم از عشقت ولی ، ...

‍ ‍ پیله ام در شیشه ای، سنگی رها کن بشکنم بی تو بی جانی شدم ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۲ ‌آنیا سعی کرد نگاهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط