۳۹۵

مطلب

۱۶

دنبال‌کننده

۱۱

دنبال‌شده

saeed sadeghi

دیر بازیست در این شهر شلوغ، هر کجا مینگرم
غنچه ها پژمرده اند، چهره ها افسرده اند
نفسی هست ولیکن همه دل ها مرده اند
هدفی هست اگر، نیست به جز لقمۀ نانی
شرفی هست اگر، در گرو جاه و مقامی.
همه افسرده و غمگین، همه سرخورده از این دین
همه تسلیم به تقدیر، همه محکوم به تحقیر
نه امیدی است به ماندن ونه شوقی است به رفتن
همه مغروراز آن چیز که بودیم و از آن کار که کردیم
همه ازکوروش و جمشید چه مستیم
غافل از این سخن تلخ که
"امروز"
در اندیشه تاریخ
کجائیم؟ چه هستیم؟ که هستیم؟

تاریخ عضویت: ۱۳۹۲/۰۵/۰۹
مطالب
کالکشن ها
هیچ داده‌ای یافت نشد