{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا کی کنی به گریه، طلب آرزویِ دل؟

تا کی کنی به گریه، طلب آرزویِ دل؟
ای دیده پیشِ خلق مریز آبرویِ دل

دل آرزویِ خونِ جگر کرد بی‌لبت
چندان گریستم که نماند آرزویِ دل

یا رب به دامنش ننشیند غبارِ غم
آن‌کس که رُفت گردِ ملالم ز رویِ دل

آلوده مردنش مپسند و شهید کن
کز خون به آبِ تیغ دهم شستشویِ دل

تا چون پیاله ، دیده نباشد ز خون تهی
عشقت مرا چوشیشه فشارد گلویِ دل

از زخمِ دشمنان شده دل پر زخون و نیست
یک دوستم که سنگ زند بر سبویِ دل

قدسی دلت نرفته چنان كآوری به دست
بنشین به گوشه‌ای و مكن جستجویِ دل

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۶)

در کربلا که موج زند آب روى آب از قحط آب گشته به پا هاى و هوى...

💠 قحط آب 💠در کربلا که موج زند آب روى آب از قحط آب گشته به پا...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

ای دوست قبولم کن و جانم بستانمستم کن و وز هر دو جهانم بستانب...

🍃دامان خرابات نشینان همه پاک استتر دامنی ماست که تا دامن خاک...

ما سائلیم و نوکریت آبروی مایاایهاالعزیز نظر کن به سوی ماتا ک...

رامین احمدی

بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفاباشد که بگشایی دری گویی...

ای باخدای سفینه ناي خداتوانمتخواند ن نبي توانمت گفت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط