در من هزار حرف نگفته

در من هزار #حرف نگفته

در من هزار #حرف نگفته
هزار #درد نهفته
هزاران هزار #دریا هر لحظه در تپیدن و طغیانند
در من هزار آهوی #تشنه
در خشکسال #دشت پریشانند
در من #پرندگان #مهاجر
ترانه‌های #سفر را
در باغ‌های سوخته می‌خوانند

با من که در #بهار خزانم قصه‌های فراوانی ست
با من که #زخم‌ های فراوانی
بر گرده‌ام به #طعنه #دهان باز کرده‌اند

“اردلان سرفراز”
دیدگاه ها (۰)

در من هزار حرف نگفتههزار درد نهفتههزاران هزار دریا هر لحظه د...

در من هزار حرف نگفتههزار درد نهفتههزاران هزار دریا هر لحظه د...

جعفر درویشیان شاعر کرمانشاهی

لهجه ات را غلاف کن اِی عشق ... زخمی ام از زبانِ نوک تیزت شمس...

فاطمه سیاحتی شاعر ایرانی

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿می کند از مهربانی حفظ طفل نوسوارآن که...

کاش یه کمپی بودمی‌رفتیم برای ترکِسادگی و مهربونی

همینه که گفتم...🙁🤝🙃❤

امام صادق عليه السلام:منّت نهادن، خوبى را از بين مى بردالمَن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط