{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز آن آب باران هم هیچ

ز آن آب باران هم هیچ
نخوردم یک لیوان چاینع
به میدان شما گر کور شوم
دشمنانادن زور بولیی❤️‍🔥
می کشتی هم خودت بکش
نشو به ریختن خون ام راضع
💔
🩸
🩸
🩸
دیدگاه ها (۰)

تو برای کی شدی آفتابروشن کردی مرا همین رو🥀🍃🕊️نمی فهمیدم دگر ...

آن چیست ز گلستانی که پر می ریزد تو نمی دانی مگرز لعل لبان تو...

پروین تو برو به گوشه ای ساکت باشاین غصه ای در به دری دراز اس...

اخم اش چهل چهار میان ابرو شد چل چارآیی مگر شده میان زلو تو م...

پرچم ایران زند آتش هر آن کس شک مکن...در وجودش نیست غیرت نه ش...

🌱🍒شهر بر من تنگ شد، آهنگ صحرا می‌کنم  روی صحرا را ز اشک خویش...

فصل سوم بخش اول جنگل بی انتها از زبان آنتونی part39

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط