مینویسم

مینویسم...
برای قلبی که شکست...
و دستی که دیگرتوان نوشتن ندارد...
مینویسم...
از سرابی که همه هستی ام را به یغما برد و از طوفانی که خانه آرزوهایم را ویران ساخت...
مینویسم...
ازبغض ... ازسکوت... از هر آنچه باید بشکند ...
مینویسم...
از دردهای التیام نیافته...
از بغض های بی صداشکسته ...
مینویسم...
ازتنهایی...
تنهایی
بی‌تو هرگز
رفیقم
رفیقم
منو تنها نذار لطفا
برای بار دوم نذار طعم درد رابچشم
دردهای قبلیم هنوز التیام نبسته
هم قبیله ام بجنگ
دیدگاه ها (۹)

منتظر نظراتتونم

درسکوت هوای نفسهایتبه این می اندیشم عشق راچگونه معنا کنمای ه...

بعد از هزار مرتبه خواهش، دم وداعچیزی نداشتم که بگویم...گریست...

درگیر رویای توام منو دوباره خواب کندنیا اگه تنهام گذاشت تو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط