{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این سرای بی‌کسی

در این سرای بی‌کسی
نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم
دری‌که آه می‌کشد
تو از کدام راه می‌رسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی‌ام در این امید پیر شد 
نیامدی و دیر شد....
#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۰)

‌طُ فقط ، بخند ‌درختان بادام به قدر کافی شکوفه نداده‌اند،لبخ...

اگر میدانستم که هیچ کدام از خاطراتم به نابی و زیباییخاطرات د...

در عشق هیچ آرامشی وجود ندارد!هرکَس که عشق رابرای آرامش می‌خو...

بعضی وقتا دلم می‌گیره برای حال و روز شهریار چه فریادهایی پشت...

ابتهاج نشسته بود به در نگاه می‌کرد و دریچه آه می‌کشید؛من این...

خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زدنیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زدب...

بهش نگاه کن، قشنگه؟! دست نیافتنی هست؟!از قشنگ بودن که آره ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط