با هر صحبتی که نیکلاس میکرد میومد جلوی من
با هر صحبتی که نیکلاس میکرد میومد جلوی من
& تو موقعیتی نیستی که بهم بگی چیکار کنم
_ نیستم؟
& چی میشه اگه بابات راجب عن بازیات بفهمه؟
بعد از حرفم منو چسبوند به ماشین پشت
_ جراتش رو نداری
& پسر خوبه بابا، نه؟
عوضی همه رو گول زی
_ من تو خیلی چیزا خوبم عسلم
& اما اصلا آدم با حیایی نیستم
_ بقیه دخترا به این چیزا اهمیت نمیدن
& من شبیه بقیه دخترا نیستم
_ نیستی؟ من میگم هستی
لب های معمولی(با انگشتش دست میکشه)
_ یک نگاه خالی
گردنت..اون چیه؟ (چشمش افتاد به تتو کنار گوشه شبیه گره سلین)
& یه گره
_ که نشونم بدی چقدر پیچیده ایی؟
& تا نشون بدم چقدر قوی ام
_ قوی؟
& یه گره شبیه هشت تایی سخت ترین گره واسه باز کردن
_ هیچ گره سختی برای من وجود نداره
_ دخترا فقط با بوسیدن جای تتو هاشون منقلب میشن
& چطور فکر میکنی که همه دوست دارن؟
_ جزئیاتش کمه
& مثلا؟
_ تو ازم نخواستی که رهات کنم
راست میگفت فاصلهمون خیلی کم بود محکم هولش دادم عقب
& منم گذاشتم بری
_ بی خیال من از زنا خوشم میاد نه دختر کوچولو ها با موی بافتنی
& من هیچوقت موهامو نمی بافم
_ ببین خواهر حتی نمیتونی تصور کنی که وارد چی شدی؟ پس سره راه من قرار نگیر و منم از سره راهت کنار میرم افتاد!؟
اینو گفت و رفت..
& لاشی
یه مشت زدم به ماشین پشتم..
که دیدم یه دختر فر فری داره میاد سمتم
میشه کمک کنم؟
& لعنتی، ببخشید این جیپ مال شماست؟
نه
فقط یه چند تا جانور یواشکی اومدن مهمونی
اگر خواستی خرابش کن
تو سلین هستی درسته؟
& اگه نیک تورو فرستاده تا مراقبم باشی نیازی ندارم
نه واسه اون اینجا نیستم ماریو گفت چیکار کرده همونی که تورو رسوند
& تو دوست دخترش هستی؟
ماریو، نه
& نه نیک رو میگم که زبونشو توی گلوی همه ی دخترا فرو کرده
منو نیک خیلی وقته همو میشناسیم
& پس واست متأسفم اون یه لاشیه
اونم روزهاش اینطوریه
دستش رو انداخت دور گردنم و رفتیم یه جای دیگه
____
الکس: به سلامتی!
الکس: هی چه خبر سگ؟
_ چطوری؟ ببخشید واسه همون مشکله اگه ماشین اسپورت رو میگرفتم بهونه ایی نداشتم
الکس: ولی نگران نباش بزودی همون 4ایکس رو میگیرمش
___
& لعنتی!
چیه؟
& نمیتونم استوری دوست پسرم و بهترین دوستم رو ببینم
پس باید یه دوست پسر و یه رفیق خوب و باحال و جدید پیدا کنی
من جنا هستم
& از دیدنت خوشحالم
& فقط باید یه چیزی رو بزنم
جنا: بهم نگاه کن
اون دختره رو فراموش کن لباس زیر تو دربیار و حسابی مست کن...و با هات ترین مرد اینجا س^ک^س و عشق و حال بکن به ترتیب
& من واقعا بدون در نظر گرفتن ترتیب به ایناینچیزا علاقه ندارم
الکس: اون داف کیه داره با جنا حرف میزنه؟
_ اون داف؟ کصخول شدی رفیق
برو گمشو از اینجا (یدونه زد به کله الکس)
& تو موقعیتی نیستی که بهم بگی چیکار کنم
_ نیستم؟
& چی میشه اگه بابات راجب عن بازیات بفهمه؟
بعد از حرفم منو چسبوند به ماشین پشت
_ جراتش رو نداری
& پسر خوبه بابا، نه؟
عوضی همه رو گول زی
_ من تو خیلی چیزا خوبم عسلم
& اما اصلا آدم با حیایی نیستم
_ بقیه دخترا به این چیزا اهمیت نمیدن
& من شبیه بقیه دخترا نیستم
_ نیستی؟ من میگم هستی
لب های معمولی(با انگشتش دست میکشه)
_ یک نگاه خالی
گردنت..اون چیه؟ (چشمش افتاد به تتو کنار گوشه شبیه گره سلین)
& یه گره
_ که نشونم بدی چقدر پیچیده ایی؟
& تا نشون بدم چقدر قوی ام
_ قوی؟
& یه گره شبیه هشت تایی سخت ترین گره واسه باز کردن
_ هیچ گره سختی برای من وجود نداره
_ دخترا فقط با بوسیدن جای تتو هاشون منقلب میشن
& چطور فکر میکنی که همه دوست دارن؟
_ جزئیاتش کمه
& مثلا؟
_ تو ازم نخواستی که رهات کنم
راست میگفت فاصلهمون خیلی کم بود محکم هولش دادم عقب
& منم گذاشتم بری
_ بی خیال من از زنا خوشم میاد نه دختر کوچولو ها با موی بافتنی
& من هیچوقت موهامو نمی بافم
_ ببین خواهر حتی نمیتونی تصور کنی که وارد چی شدی؟ پس سره راه من قرار نگیر و منم از سره راهت کنار میرم افتاد!؟
اینو گفت و رفت..
& لاشی
یه مشت زدم به ماشین پشتم..
که دیدم یه دختر فر فری داره میاد سمتم
میشه کمک کنم؟
& لعنتی، ببخشید این جیپ مال شماست؟
نه
فقط یه چند تا جانور یواشکی اومدن مهمونی
اگر خواستی خرابش کن
تو سلین هستی درسته؟
& اگه نیک تورو فرستاده تا مراقبم باشی نیازی ندارم
نه واسه اون اینجا نیستم ماریو گفت چیکار کرده همونی که تورو رسوند
& تو دوست دخترش هستی؟
ماریو، نه
& نه نیک رو میگم که زبونشو توی گلوی همه ی دخترا فرو کرده
منو نیک خیلی وقته همو میشناسیم
& پس واست متأسفم اون یه لاشیه
اونم روزهاش اینطوریه
دستش رو انداخت دور گردنم و رفتیم یه جای دیگه
____
الکس: به سلامتی!
الکس: هی چه خبر سگ؟
_ چطوری؟ ببخشید واسه همون مشکله اگه ماشین اسپورت رو میگرفتم بهونه ایی نداشتم
الکس: ولی نگران نباش بزودی همون 4ایکس رو میگیرمش
___
& لعنتی!
چیه؟
& نمیتونم استوری دوست پسرم و بهترین دوستم رو ببینم
پس باید یه دوست پسر و یه رفیق خوب و باحال و جدید پیدا کنی
من جنا هستم
& از دیدنت خوشحالم
& فقط باید یه چیزی رو بزنم
جنا: بهم نگاه کن
اون دختره رو فراموش کن لباس زیر تو دربیار و حسابی مست کن...و با هات ترین مرد اینجا س^ک^س و عشق و حال بکن به ترتیب
& من واقعا بدون در نظر گرفتن ترتیب به ایناینچیزا علاقه ندارم
الکس: اون داف کیه داره با جنا حرف میزنه؟
_ اون داف؟ کصخول شدی رفیق
برو گمشو از اینجا (یدونه زد به کله الکس)
- ۳۰۹
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط