{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این شبهای کشیده شده

.
در این شب‌های کشیده شده
هیچ نشانی از دوست داشتنِ تو در من نیست.
یادِ تو را رها کرده‌ام.
گُم شده‌ای در تاریکی.
می‌خواهم برای یک‌بار هم که شده، بنشینم تا تو بیایی...
بیایی و خستگیِ روی شانه‌هایم را بتکانی.
سنگینی‌اش نازکیِ تن و خیالم را زیر آوار برده...
غمگینی‌ام را بپذیر؛
در حالِ عبور از زخم‌هایم هستم.
دیدگاه ها (۰)

در لحظه‌ای از ابدیت در میان ماده‌ای بی‌نهایت در نقطه‌ای از ف...

...

من که مال پروازونبودم خب چرا بالامو وا کردی ..

هرروز میخوابیم که صبح شه ولی بیدار میشیم باز همون دیروزه '

╭────────╮ 𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭 ╰────────╯ برف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط