پارت

پارت

مجبور بودم
پارت دوم
جونگ کوک با تیهونگ خداحافظی کرد و هر کس به خانه ی خود رفت. جونگ کوک داشت راه می رفت و به این فکر می کرد که ایا فردا می تونه بره کافه یا نه که دستی جلوی دهن اورا گرفت و به جای خلوتی برد.
کسی که این کار را کرده بود، چانگهو بود. او مردی ثروتمند بود برای همین هم زور می گفت...
چانگهو=) سلام پسر خوشگله.
جونگ کوک =) ازم چی میخوای؟
چانگهو=) می خوام برام کاری کنی.
جونگ کوک=) اگه نکنم چی؟
چانگهو یک گوشی از جیبش در اورد، در ان گوشی تصویر تیهونگ و نامزدش بود، مردی که فیلم گرفته بود دستش چاقو بود.
چانگهو =) اگه نکنی چی..! اینارو می کشم.
جونگ کوک =)ولش کن(با اعصبانیت)
چانگهو=) اگه می خوای زنده بمونه،پسر خوشگله ساعت نه در کافه ای که خواننده داره می خونه، ماموریتت اینه که با من مثل رفتاری که با تیهونگ می کنی بامن کنی، وگرنه تو کافه می کشمش.
جونگ کوک=) باشه.
جونگ کوک با ناراحتی رفت به خانه و خوابید. جونگ کوک خوابدید که تیهونگ ولش کرده و با نگاری از خواب بلند شد، ساعت نه بود. صبحانه خورد و لباسشو اماده کرد، همه کاراشو کرد و ناهار خورد.
جونگ کوک رو مبل رو به روی تلوزیون نشست و به این فکر می کرد که به تیهونگ چی بگه. ساعت نه شد جونگ کوک اماده شد و رفت به کافه. اونجا تیهونگ رو دید که اماده شده.
جونگ کوک نشست رو صندلی بعد چند دقیقه که تیهونگ داشت می خوند چانگهو اومد و پیشش نشست. چانگهو هی نزدیک جونگکوک می یومد و هی دست رو شونه هاش می زاشت.
تیهونگ که نمیفهمید چه خبره اهنگ بدی رو تو ذهن خودش ساخت و خوند. دراهنگ نوشته بود.
تیهونگ=) به قلی که دادی عمل نکردی، بهت گفتم بهم اسیب می زنی، گفتم پا رو خط قرمزم نزاری، اما تو هیچ توجهی نکردی، و....
چانگهو به دستشویی رفت.....
جونگ کوک=) تیهونگ...!
تیهونگ=)......
جونگ کوک=) تیهونگ اینا همش نقشس.
تیهونگ =) بهت گفتم انجام نده.
جونگ کوک=) اینا همش نقشس تیهونگ....!
تیهونگ=) بهت گفتم نکن این کارو.
تو داری به من اسیب می زنی.
جونگ کوک=) دووم بیار...!
تیهونگ=) چطور دووم بیارم، تو داری اسیبی می زنی که نمی تونم تحملش کنم جونگ کوک....!
جونگ کوک تعجب کرد. چانگهو اومد پیش جونگ کوک اما جونگ کوک بلند شد و به سمت تیهونگ رفت.
چانگهو=) کجا میری پسر خوشگله؟(با اعصبانیت)
جونگ کوک=) دیگه کلکتو نمی خورم.
چانگهو =) مطمئنی.
چانگهو دستور داد که بکشنس اما جونگ کوک زود فهمید.....
جونگ کوک=) تیهونگ(با داد)
و جلوی تیهونگ رفت، چاقو به جونگ کوک خورد. در اصل به شانه ی سمت چپش خورد ......
دیدگاه ها (۰)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط