{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+ببخشید الان چه سالی هستیم؟

+ببخشید الان چه سالی هستیم؟
مرده:سال ۱۹۲۰
+چ...اوه مرسی
تو ذهنش:نکنه من توی زمان سفر کردم؟آره دیگه اصلا مگه ممکنه یه دریچه توی درخت باشه؟ هعییی گیر کردم اینجا؟ رفتم سمت طبیعت اونجا بهم وایب خوبی می‌داد
همینجوری که داشتم توی علف ها و گل ها می‌دویدم یهو به کسی برخورد کردم
یه پسر بود
خیلی خوشگل بود
ولی تاج سرش بود
نکنه...نکنه این پادشاه یا شاهزاده هست؟
یهو پسره گفت
-اوه خانم ببخشید میشه لطفاً برید اونطرف؟
+اوه بله حتما(میره کنار)
-مرسی(محو ا.ت)
+خواهش میکنم(لبخند ملیح)
-خداحافظ
+خداحافظ
ویو کوک
اون دختر خیلی خوشگلی بود
فکر کنم عاشقش شدم
از افکارم بیرون اومدم و به سمت قصر حرکت کردم
وقتی رسیدم سریع رفتم آماده شدم برای مهمونی امشب(مهمونی یجوری بود که همه یک دخترای شهر دعوت بودن و شاهزاده یکی از اونا رو به عنوان ملکه یک خودش انتخاب می‌کنه(این در واقع به رسم هست که از خانواده های سلطنتی نسل به نسل رسیده))
پرش زمانی به ساعت هفت شب
ویو ا.ت
امشب شاهزاده یه مهمونی گرفته بود که اونجا یه دختر و به عنوان ملکه انتخاب میکردن
منم یه لباس خوشگل پوشیدم که شاید شاهزاده منو انتخاب کرد
دیدگاه ها (۰)

پارت. ۲۶

این عشق فیک نیست پارت 2//ویو ساعت 5//. //ویوی ا/ت //د...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط