من شدم از تب عشقت بیمار شب دراز است و قلندر بیدار

من شدم از تب عشقت بیمار شب دراز است و قلندر بیدار !♫!♭●
بشنو حرف دلو یار آور خیز که کنی حال دلم را هوشیار×!!×
بشنو این ناله ی زخمی به من غم زده رحمی که وجود تو امید دلمه !♫!♭●
انعکاس منی و معجزه ی روشنی و کار قلبم با تو عاشق شدنه×!!×
دلبر جان خودم من شیدای توام دل من تنگه کجایی !♫!♭●
این دل وصله به تو مثه گوشواره ی تو چشم به راهم که بیایی×!!×
دیدگاه ها (۰)

گذشتن ما از هماصلا هم ساده نبود؛او "رفت"،من جان دادم..

دیگر حوصله ای نمانده است...راستی...مگر حوصله هم...جزء آن چیز...

تو‌را میخواهم برای پیری برای روزهای دل مردهبرای شب های تنهای...

مراقبش باش تا بخنده چشماش این دل دیوونمو بیا تو صاحبش باش مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط