{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«چیزی از فرقِ سرش به سرعت پایین آمد. از چشم‌هایش بیرون زد

«چیزی از فرقِ سرش به سرعت پایین آمد. از چشم‌هایش بیرون زد. گلویش را خراشید و توی دلش فرو ریخت. این شکلِ طبیعیِ چیزی بود، که بعدها فهمید غصه است.»
فریبا وفی
دیدگاه ها (۱)

پروفایلمون عوض شد لاولی💖💕

نیاز دارم که اطرافیانم ساکت باشند. نیاز دارم که همه موجودات ...

وای دقیقامخصوصا اگه پسره بگه : اون عوضی لمست کرددددددد؟؟؟؟؟ب...

ماه_تیره🌑Part: 100واسه خودمم باوش سخت بود که چی میگمچشمای ار...

پارت ۱۶خون جلوی چشم های اوبیتو را گرفته بود، زاویه دیدش تغیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط