{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را🌸
به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را💚
نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گل🌸
به دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را💚

#گل
#کنج‌خیال
دیدگاه ها (۲)

زاهدان را توبه دادیم و حریفان را شرابما در این میخانه با گبر...

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی🌸یا چه کردم که نگه باز به...

گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم🌸همچنان چشم گشاد از کرمش می‌دا...

چه بیهوده خودم را توضیح می‌دادم، 🌸وقتی فقط دنبال بهانه برای ...

قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترم ...یاد باداا .. ان نگار وُ ...

چندپارتی☆p.4جمعه صبح ساعت۳۰ :۹ دقیقه ات: دیشب اینقدر گریه کر...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط