{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازداوجاجباری

#ازداوج_اجباری
پارت ۱۷
ویو جونگ کوک ::
+نمیدونم والا
=خب باشه باشه یکاریش میکنیم
رفتم پایین و کنار لیسا نشستم
فک کنم معذب بود .
+چرا مثلا گاو همو نگاه می‌کنید
نمیخواین باهم آشنا شین
لیسا اول خودتو معرفی کن
×ام
خب اسمم لیسا عه
۲۷ سالمه و خب دیگه اینجور چیزا
خواستم لب باز کنم که لیلی پرید وسط حرفم
+خب بزار من من معرفی کنم
اسمش جونگ کوکه
۲۸ سالشه
و داداش منه
و خب دیگه اینجور چیزا
پقی زدیم زیر خنده
واقعا از این شخصیت لیلی خیلی خوشم میومد
چند ساعتی همینجوری گذشت که لیسا گفت
×خب دیگه من باید برم .
+کجا کجا‌ میخوام برا شام دوکبوکی و رامن درست کنم
بمون فردا میری
×ام باشه
ویو لیلی:::
میخواستم به یونگی زنگ بزنم
شمارشو گرفتم
_سلام
+سلام میگم یونگی میتونی بیای خونه ی جونگ کوک؟؟
_ام پس اونجا میمونی ؟؟
+اره تو هم بیا
_باشه میام

بعله بلخره پارت جدید .
از این پارت ۲۰ به بعد شرط میزارم که باید انجام بدید
#بی_تی_اس
#بلک_پینک
#استری_کیدز
#بیبی_مانستر
#کیپاپ
#رمان
#لیسا
#یونگی
دیدگاه ها (۰)

#ازداوج_اجباری پارت ۱۸ویو یونگی ::÷رئیس ببخشید اینارو امضا ن...

#ازداوج_اجباری پارت ۱۹ویو یونگی::فک کنم قهر کرد باید هر جور ...

درود خوشگلام خب از اونجایی که یه هفته هست پارت نزاشتم خواستم...

#ازداوج_اجباری پارت ۱۶ ویو لیلی رفتم بیرون تا یکم خرت و پرت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط