{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازداوجاجباری

#ازداوج_اجباری
پارت ۱۶
ویو لیلی
رفتم بیرون تا یکم خرت و پرت بخرم
رفتم تو فروشگاه
چهارتا دوکبوکی برداشتم شاید یونگی هم اومد
پنج تا رامن برداشتم
یه بسته شیرموز چون جونگ کوک دوست داره
چند تا هم چیپس و پفکو و اینجور چیزا
و از فروشگاه خارج شدم
رسیدم خونه و زنگ در. رو زدم که لیسا برداشت
×دختر تو کجا رفتی منو تنها گذاشتی
+مگه تنها بودی ؟؟جونگ کوک هم بود دیگه
×خب من پیشش معذبم
+اوکی حالا درو باز بیام تو بعد منو بکش
در رو باز کرد و رفتم تو
جونگ کوک نشسته بود اونور و لیسا هم اونور
=کجا بودی لیلی
جونگ کوک جوری رفتار میکرد که انگار خودش نمیدونست
+هیچی رفته بودم یه سری خرت و پرت بخرم
=اها اوکی
رفتم و خوراکی ها رو گذاشتم رو اوپن
جونگ کوک اومد پیشمو و یواشکی جوری که لیسا نشنوه گفت
=من میرم بالا تو حلش کن
+باشه
جونگ کوک رفت بالا
×کجا رفت جونگ کوک
+دل تنگش ها؟؟؟
×نه چرا دلتنگش باشم
+هیچی همینطوری
+آهان
میگم لیسا تو که ازدواج نکردی .
×نه بابا ازدواج چیه
من حتی دوست پسر هم ندارم
+میگم نمیخوای با یه کسی آشنات کنم
×اره اره بگو ببینم کیه
+میگم که رفتار جونگ کوک رو دوست داری
×چطور مگه
+هیچی
نمیخوای باهاش آشنا شی
هم خوش هیکل هست هم خوشتیپ همم پولدار
×ام خب
بزار فک کنم
اوکیه
اینم حل شد
+باشه من برم بالا و بیام باشه؟؟
×اوکی
رفتم بالا تا به جونگ کوک بگم
خودمم نمیدونم چرا ذوق داشتم
+جونگ کوک کجایی
=اینجام
قبول کرد لیلی ؟؟؟
+ام
اره
پرید بالا
+چیشدی تو
=هیچی
حالا چطوری باهاش ارتباط برقرار کنم

حمایت نکنید نمیزارم
#بی_تی_اس
#بلک_پینک
#استری_کیدز
#بیبی_مانستر
#کیپاپ
#رمان
#یونگی
#لیسا
دیدگاه ها (۱)

درود خوشگلام خب از اونجایی که یه هفته هست پارت نزاشتم خواستم...

#ازداوج_اجباری پارت ۱۷ویو جونگ کوک ::+نمیدونم والا=خب باشه ب...

#ازداوج_اجباری پارت ۱۵ ویو لیلی : +خب بگو ببینم‌ برا خودت دو...

#ازداوج_اجباری"برای بو/سه ی اول آماده این؟؟"پارت ۱۴ویو یونگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط