کوک چند روز قبل از این لایو اومده بود لایو و کمپانی بهش گ
کوک چند روز قبل از این لایو اومده بود لایو و کمپانی بهش گفته بود بی اجازه نیاد لایو اینجا دوباره بی اجازه اومد لایو و گفت منتظره مرغی که سفارش داده برسه و کمپانیو به تخم مبارکش گرفت.اون زمان سر جیمین خیلی شلوغ بود و درگیر آلبوم سولوش بود و جونگکوک هم هروقت میومد لایو تو نصفش درباره جیمین حرف میزد
:((((
این ریکشن جونگکوک به وقتیه که حین این لایو جیمین اومد و براش کامنت گذاشت. جونگکوک اولش مطمن نبود که جیمین اومده ولی همچنان ذوق کرده بود و میگفت
: اوه جیمین هیونگ اینجاست اون اومده اح فکر کردم جیمین هیونگه
...اون رفت قبل اینکه باهاش حرف بزنم رفت اون خیلی سرش شلوغه...
جیمین شی بیا باهم مرغ و آبجو جو بخوریم بیا اینجا
و خب کامنت هایی که جیمین اونروز براش گذاشت هممونو خونه خراب کرد.
:چرا دستکش پوشیدنتم کیوته
:تو خیلی خوب غذا خوردی جونگکوک
:کاش پیشت بودم موهاتو از پشت برات میبستم.
:بیبی من خوب غذا بخور هیونگ دوباره باید بره.
:بهت گفتم وقتی مستی لایو نزار الان کار دارم فعلا با آرمیا و بم خوش بگذرون بعد از کارم برمیگردم
یعنی من برای بیبی گفتنش نمیرمممم
یا اونجا کهوکامنت گذاشته بود کاش بودم و موهاتو برات میبستمممم
:((((
این ریکشن جونگکوک به وقتیه که حین این لایو جیمین اومد و براش کامنت گذاشت. جونگکوک اولش مطمن نبود که جیمین اومده ولی همچنان ذوق کرده بود و میگفت
: اوه جیمین هیونگ اینجاست اون اومده اح فکر کردم جیمین هیونگه
...اون رفت قبل اینکه باهاش حرف بزنم رفت اون خیلی سرش شلوغه...
جیمین شی بیا باهم مرغ و آبجو جو بخوریم بیا اینجا
و خب کامنت هایی که جیمین اونروز براش گذاشت هممونو خونه خراب کرد.
:چرا دستکش پوشیدنتم کیوته
:تو خیلی خوب غذا خوردی جونگکوک
:کاش پیشت بودم موهاتو از پشت برات میبستم.
:بیبی من خوب غذا بخور هیونگ دوباره باید بره.
:بهت گفتم وقتی مستی لایو نزار الان کار دارم فعلا با آرمیا و بم خوش بگذرون بعد از کارم برمیگردم
یعنی من برای بیبی گفتنش نمیرمممم
یا اونجا کهوکامنت گذاشته بود کاش بودم و موهاتو برات میبستمممم
- ۶۲
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط