{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آری گویا من عاشق زندگی خویش هستم نه از آنکه بی دردم

آری ، گویا من عاشق زندگی خویش هستم ، نه از آنکه بی دردم ، نه از آنکه از خویشتن و خویشان کمال رضایت را دارم و نه از آنکه از صدای موشک ها و این جهان پست ذره این بیم ندارم . من یک دردمندم که حتی دردهایش را به هوای این زندگی می‌گذارد و از آنکه نمی‌تواند پرواز کند خوش حال است چرا که دلیل پشت آن راه رفتن ها را می‌داند .
آری زندگی او همانند چای صبحگاهش تلخ است اما با تمام وجود طعم آن را می‌چشد و مزه مزه می‌کند . به خود میبالم که او هستم . برای درک کامل معنای زندگی راه درازی در پیش خواهم داشت و من در ساعت پنج و سی و دو دقیقه ی صبح یکشنبه ای از اسفندماه ، مانده ام با افکاری که دگر رنجم نمیدهند ، بلکه مرا آگاه می‌سازند .
دیدگاه ها (۷)

این اهنگ 🫠🫠ارتباط بین پستام موج می‌زند 😅

حسی که زندگیم میداد وقتی داشتم برای اولین بار قمارباز رو می‌...

درست فکر کردی ، من عاشق چیزای متفاوتم

مگه میشه یاد رها نیفتاد ؟

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط