{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک: مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 2
Part: 12
ساعت ۲ و نیم شده بود و می سو مرخصی گرفت و رفت خونه.تا برسه خونه شد نزدیکای ساعت ۳ و کلا نیم ساعت وقت داشت برای اماده شدن.
سریع اماده شد ی لباس مشکی پوشید ، ی ارایش ملایم کرد در حد ی پنکیک و تینت و ریمل.
تا در و بست گوشیش زنگ خورد و سان ها بود ، متوجه شد که رسیده و سریع رفت پایین.
در و باز کرد از خونه اومد بیرون و درو بست. به سمت ماشین رفت و نشست داخل ماشین.

+سلام

σسلام خانم خوشگله

+خب بریم؟

σاره

+سان ها

σجانم؟

+اگر جونگکوک ناراحت بشه که ما رفتیم اونجا چی؟

σاولن چه ناراحت بشه چه خوشحال به هرحال اقای پارک ما رو دعوت کرده نه اون بعدشم خواهرتم اونجاست

+اون برای چی؟

σمگه مین سو رفیقه جونگکوک نیست

+خب چرا هست

σمگه خواهرتم باهاش توی رابطه نیست؟

+تو از کجا میدونی؟ *تعجب

σمیدونم دیگه*خنده

+منی که خواهرشم روز تولدم هم فهمیدم زنده ست هم فهمیدم توی رابطه ست بعد تو از کجا میدونی؟

σخب از رفتاراش با مین سو.. خیلی ضایع بود

+حق میدم*خنده

σاز پیشم تکون نخور یجوریم رفتار کن که انگار نامزد کردیم

+ولی اخه..

σمگه نگفتی میخوای فراموشش کنی؟

+چرا میخوام

σپس همینکار رو بکن*ی جعبه از توی داشتبورد دراورد و داد به میسو*

میسو جعبه رو گرفت و بازش کرد. حلقه ای داخلش بود و نگاهی به سان ها کرد.

σبالاخره که باید ازت خاستگاری کنم*لبخند

+و منم بهت جواب بله رو بدم*حلقه رو دستش کرد



ادامه دارد..



ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۶)

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 23ساعت ۱۲ شب شد.تهیونگ، ات و کانگ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

رمان انتقام ازدواج کامل

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و سوم"ویو مین جی"فروشنده خ...

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

[Part 1]#وقتی.تورا.باختندتهران | ساعت ۲:۴۷ بامدادنور آباژور ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

Multi-Part: 3When you were pregnant, you went to the gym wit...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط