{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدیم‌ترا رسم دنیا این نبود؛

قدیم‌ترا رسم دنیا این نبود؛
شبا به عشق این می‌خوابیدیم که زودتر صبح‌شه
هر وقت گشنه بودیم غذا می‌خوردیم
هر جا خسته می‌شدیم می‌خوابیدیم
تا دلمون می‌گرفت گریه می‌کردیم
هیچی وقت نداشت
زمان یه گوشه نشسته بود و تماشامون می‌کرد... شایدم منتظر بود که قد بکشیم
و بهمون بگه بسه...
حالا شماها بشینید و تماشام کنید!

Nostalzhi
دیدگاه ها (۴)

‏ما آخرین نسلی هستیم که توو کوچه‌ها لی‌لی بازی کردیم، بستنی ...

جواد فروغیماشالله چه نفسی داشت..Nostalzhi

رویای بزرگ شدن خوب نبودای کاش تمام عمر کودک بودیم!Nostalzhi

پشت ویترین مغازه هاجنس هایی هست که خیلی گرونن …یه چیزایی هم ...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۴۴جیمین : بعد از اون شب زندگی همه عوض...

تو هیچ وقت اضافی نبودی!هیونجین/ا.تP:4چند روز همون طوری گذشت....

*teakook*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط