✦ حقایق جالب (Trivia)
✦ حقایق جالب (Trivia)
• هیسوکا از دوران زندگی انسانی خود به پارانویا مبتلا بود. او معمولاً تصور میکرد حتی افرادی که با او مهربان هستند، در نهایت قصد آسیب رساندن به او را دارند. با وجود این، هرگز رفتار سرد یا خصمانهای با دیگران نداشت و همواره با احترام و مهربانی برخورد میکرد؛ اما در ذهنش، همیشه برای بدترین سناریوهای ممکن نقشههای مختلفی آماده میکرد.
• برخلاف شخصیت امروزش، هیسوکا در دوران انسانی فردی بسیار اجتماعی، پرانرژی، خوشبرخورد و برونگرا بود. اطرافیانش او را فردی مؤدب، خوشصحبت و باوقار میشناختند و کمتر کسی باور میکرد که او نقاشیهایش را با خون انسان خلق میکند.
• هیسوکا هرگز از روی لذت یا تفریح دست به قتل نمیزد. قربانیان او افرادی بودند که ابتدا برای آسیب رساندن یا کشتن خودش اقدام کرده بودند. با این حال، پس از مرگ آنها، از خونشان به عنوان رنگ برای خلق آثار هنری استفاده میکرد.
• او رابطهی نسبتاً صمیمانهای با رویی دارد. هیسوکا احساس میکند رویی تنها به دنبال داشتن یک خانوادهی واقعی بوده است و تا حدی میتواند این خواسته را درک کند؛ هرچند خودش هرگز چنین کمبودی را در زندگی انسانیاش تجربه نکرده بود.
• او علاقهی زیادی به حیوانات دارد. گربهها، کبوترها و دیگر حیواناتی که اطراف محل زندگیاش پرسه میزنند، گاهی از او غذا دریافت میکنند. حیوانات نیز معمولاً بدون ترس به او نزدیک میشوند و حضورش را تهدیدآمیز احساس نمیکنند.
• پس از مرگ کایگاکو و اکازا، هیسوکا دریافت که شکست شیاطین تقریباً اجتنابناپذیر است. از آن زمان به بعد، به جای غرور، بازی دادن دشمن یا دستکم گرفتن آنها، تصمیم گرفت تمام تمرکزش را صرف از بین بردن حریفانش کند. این تغییر باعث شد سبک مبارزهاش بسیار محتاطتر و مرگبارتر شود.
• هنر خونی هیسوکا حتی پس از مرگ او نیز میتواند فعال باقی بماند. اگر قربانی پیش از مرگ هیسوکا برای مدت طولانی به چشمان او خیره شده باشد، اثر هیپنوتیزم در ذهنش باقی میماند. این هیپنوتیزم باعث میشود مغز بهتدریج این باور را بپذیرد که تمام اتفاقات اخیر تنها یک خواب بودهاند و تنها راه بیدار شدن، «مردن» است. در نتیجه، فرایندی عصبی آغاز میشود که بهتدریج عملکرد اندامهای حیاتی را مختل میکند و در مدت تقریبی ۳ دقیقه و ۱۹ ثانیه میتواند قربانی را به کام مرگ بکشاند.
• هاکیتو اوزوی قربانی همین اثر تأخیری هنر خونی هیسوکا شد. در مقابل، ساشا کومونوی موفق شد از مرگ نجات پیدا کند، اما در اثر تماس طولانی با هیپنوتیزم، حدود ۸۰ درصد بینایی یکی از چشمانش را برای همیشه از دست داد.
• پس از تبدیل شدن به شیطان، بخش زیادی از توانایی هیسوکا برای درک و ابراز احساسات از بین رفت. اگرچه هنوز حدود ۱۲ درصد از احساسات انسانی خود را حفظ کرده بود، اما تقریباً هرگز نمیتوانست آنها را به شکل طبیعی نشان دهد؛ به همین دلیل، بیشتر افراد او را موجودی کاملاً بیاحساس تصور میکنند.
• هیسوکا نسبت به بسیاری از اتفاقات زندگی بیتفاوت است. او بهندرت دچار اضطراب یا آشفتگی میشود و معمولاً شرایط را همانگونه که هستند میپذیرد. این خونسردی گاهی باعث میشود دیگران تصور کنند هیچ چیز برای او اهمیتی ندارد، در حالی که واقعیت همیشه به این سادگی نیست.
• هیسوکا از دوران زندگی انسانی خود به پارانویا مبتلا بود. او معمولاً تصور میکرد حتی افرادی که با او مهربان هستند، در نهایت قصد آسیب رساندن به او را دارند. با وجود این، هرگز رفتار سرد یا خصمانهای با دیگران نداشت و همواره با احترام و مهربانی برخورد میکرد؛ اما در ذهنش، همیشه برای بدترین سناریوهای ممکن نقشههای مختلفی آماده میکرد.
• برخلاف شخصیت امروزش، هیسوکا در دوران انسانی فردی بسیار اجتماعی، پرانرژی، خوشبرخورد و برونگرا بود. اطرافیانش او را فردی مؤدب، خوشصحبت و باوقار میشناختند و کمتر کسی باور میکرد که او نقاشیهایش را با خون انسان خلق میکند.
• هیسوکا هرگز از روی لذت یا تفریح دست به قتل نمیزد. قربانیان او افرادی بودند که ابتدا برای آسیب رساندن یا کشتن خودش اقدام کرده بودند. با این حال، پس از مرگ آنها، از خونشان به عنوان رنگ برای خلق آثار هنری استفاده میکرد.
• او رابطهی نسبتاً صمیمانهای با رویی دارد. هیسوکا احساس میکند رویی تنها به دنبال داشتن یک خانوادهی واقعی بوده است و تا حدی میتواند این خواسته را درک کند؛ هرچند خودش هرگز چنین کمبودی را در زندگی انسانیاش تجربه نکرده بود.
• او علاقهی زیادی به حیوانات دارد. گربهها، کبوترها و دیگر حیواناتی که اطراف محل زندگیاش پرسه میزنند، گاهی از او غذا دریافت میکنند. حیوانات نیز معمولاً بدون ترس به او نزدیک میشوند و حضورش را تهدیدآمیز احساس نمیکنند.
• پس از مرگ کایگاکو و اکازا، هیسوکا دریافت که شکست شیاطین تقریباً اجتنابناپذیر است. از آن زمان به بعد، به جای غرور، بازی دادن دشمن یا دستکم گرفتن آنها، تصمیم گرفت تمام تمرکزش را صرف از بین بردن حریفانش کند. این تغییر باعث شد سبک مبارزهاش بسیار محتاطتر و مرگبارتر شود.
• هنر خونی هیسوکا حتی پس از مرگ او نیز میتواند فعال باقی بماند. اگر قربانی پیش از مرگ هیسوکا برای مدت طولانی به چشمان او خیره شده باشد، اثر هیپنوتیزم در ذهنش باقی میماند. این هیپنوتیزم باعث میشود مغز بهتدریج این باور را بپذیرد که تمام اتفاقات اخیر تنها یک خواب بودهاند و تنها راه بیدار شدن، «مردن» است. در نتیجه، فرایندی عصبی آغاز میشود که بهتدریج عملکرد اندامهای حیاتی را مختل میکند و در مدت تقریبی ۳ دقیقه و ۱۹ ثانیه میتواند قربانی را به کام مرگ بکشاند.
• هاکیتو اوزوی قربانی همین اثر تأخیری هنر خونی هیسوکا شد. در مقابل، ساشا کومونوی موفق شد از مرگ نجات پیدا کند، اما در اثر تماس طولانی با هیپنوتیزم، حدود ۸۰ درصد بینایی یکی از چشمانش را برای همیشه از دست داد.
• پس از تبدیل شدن به شیطان، بخش زیادی از توانایی هیسوکا برای درک و ابراز احساسات از بین رفت. اگرچه هنوز حدود ۱۲ درصد از احساسات انسانی خود را حفظ کرده بود، اما تقریباً هرگز نمیتوانست آنها را به شکل طبیعی نشان دهد؛ به همین دلیل، بیشتر افراد او را موجودی کاملاً بیاحساس تصور میکنند.
• هیسوکا نسبت به بسیاری از اتفاقات زندگی بیتفاوت است. او بهندرت دچار اضطراب یا آشفتگی میشود و معمولاً شرایط را همانگونه که هستند میپذیرد. این خونسردی گاهی باعث میشود دیگران تصور کنند هیچ چیز برای او اهمیتی ندارد، در حالی که واقعیت همیشه به این سادگی نیست.
- ۸۸۴
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط