خطی که میکشم بوی بغضی میدهد که سالها خاک خورده دنیا
خطی که میکشم، بوی بغضی میدهد که سالها خاک خورده… دنیا را نمیشود با قندِ کلمات فریب داد، او زهرش را در ریشهی ما ریخته و ما فقط یاد گرفتهایم با لبخندی لرزان، مرگ را قورت بدهیم. اما شاید… شاید نوشتن یعنی همین: گذاشتنِ تلخی بر سفرهی کاغذ، آنقدر عریان و بیپرده که حتی زهرِ جهان هم خجالت بکشد. و در همین لحظه است که واژه، از دلِ درد زاده میشود، نه شیرین، نه تلخ… بلکه شبیه آغوشی که تمام زخمهایش را برای شفا دادنِ دیگری میبخشد. . .
امیرموحدی
امیرموحدی
- ۱.۶k
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط