{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

White Lotus | Part 23

White Lotus | Part 23

سه روز بعد...

سوآ هنوز خارج از کره بود.

برنامه‌های کاری‌اش فشرده‌تر از چیزی شده بود که انتظار داشت.

تمرین صبح...

فیلم‌برداری...

جلسه...

و دوباره تمرین.

اما هر شب، درست قبل از خواب، یک چیز ثابت داشت.

پیام‌های جونگ‌کوک.

نه طولانی...

نه عجیب...

فقط چند کلمه‌ی ساده که somehow روزش را بهتر می‌کرد.

آن شب...

سوآ بعد از یک روز خسته‌کننده وارد اتاق هتل شد.

کفش‌هایش را کنار گذاشت و روی تخت نشست.

گوشی‌اش را برداشت.

هیچ پیامی نبود.

سوآ چند لحظه به صفحه نگاه کرد.

با خودش خندید.

سوآ: «من که منتظر پیامش نیستم...»

اما کمتر از پنج دقیقه بعد، گوشی لرزید.

جونگ‌کوک:
«هنوز بیداری؟»

لبخند روی صورت سوآ نشست.

سوآ:
«آره.»

جونگ‌کوک:
«امروز چطور بود؟»

سوآ چند لحظه فکر کرد.

سوآ:
«خسته‌کننده.»

جونگ‌کوک:
«پس یه چیز خوب برات دارم.»

سوآ ابروهایش را بالا برد.

سوآ:
«چی؟»

چند ثانیه بعد...

یک فایل صوتی از طرف جونگ‌کوک رسید.

سوآ هدفونش را گذاشت و فایل را پخش کرد.

صدای آرام گیتار شنیده شد.

بعد صدای جونگ‌کوک...

یک ملودی کوتاه و آرام.

سوآ بدون اینکه متوجه شود، لبخند زد.

بعد از تمام شدن فایل، نوشت:

سوآ:
«خودت ساختیش؟»

جونگ‌کوک:
«آره.»

سوآ:
«خیلی قشنگه.»

جونگ‌کوک:
«برای تو ساختمش.»

سوآ چند ثانیه هیچ جوابی نداد.

قلبش تندتر می‌زد.

همان شب...

سوآ برای اولین بار چیزی را که مدت‌ها در دلش نگه داشته بود، نوشت.

سوآ:
«جونگ‌کوک؟»

جونگ‌کوک:
«جان؟»

سوآ:
«فکر می‌کنی ما چرا این‌قدر راحت با هم حرف می‌زنیم؟»

چند دقیقه سکوت شد.

پیام «در حال نوشتن...» ظاهر شد.

بعد ناپدید شد.

دوباره ظاهر شد.

و بالاخره...

جونگ‌کوک:
«نمی‌دونم.»

مکث.

جونگ‌کوک:
«ولی فکر می‌کنم بعضی آدما رو لازم نیست مدت زیادی بشناسی تا احساس کنی از قبل می‌شناختیشون.»

سوآ دوباره پیام را خواند.

آرام نوشت:

سوآ:
«منم همین حس رو دارم.»

آن شب هیچ‌کدام چیزی درباره‌ی عشق نگفتند.

هیچ اعترافی نبود.

فقط دو آدم بودند که آرام‌آرام...

داشتند جای خاصی در زندگی یکدیگر پیدا می‌کردند.

اما چیزی که هیچ‌کدام نمی‌دانستند این بود که...

چند روز بعد، یک اتفاق غیرمنتظره قرار بود همه‌چیز را تغییر دهد.
دیدگاه ها (۰)

White Lotus | Part 24یک هفته بعد...سوآ بالاخره به سئول برگشت...

White Lotus | Part 25صبح روز بعد...سوآ زودتر از همیشه به کمپ...

White Lotus | Part 22صبح روز بعد...فرودگاه اینچئون شلوغ‌تر ا...

جوجه کوچولو فالو بشه 🐣✨ @min_maree

White Lotus | Part 9 سوآ چند ثانیه فقط به صفحه‌ی گوشی خیره م...

White Lotus | Part 21یک ماه گذشت...اما شایعه‌ها هنوز کاملاً ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط