{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‹‹ نشستم تو حیاط خیره شدم به ماه که حَقا حقشو خوردی. میگن

‹‹ نشستم تو حیاط خیره شدم به ماه که حَقا حقشو خوردی. میگن هوا داره بوی پاییز میگیره کم کم، کم کم؟ مگه جز پاییز دیگه فصلیم هست؟ واسه ما که چار فصلمون پاییزه، تو این تهِ تاریکِ دنیا همیشه صدای خش خش برگایِ زردِ چرروکیده میاد، همیشه هوا سوز داره، مدام یه اندوهِ مکرری ته دل تیر میکشه، یه وقتایی افکاری که میشینن تو سرت سنگینی میکنن..
واسه ما که همیشه پاییزه،تو خیالم میگم کاش دو واحد هم "عشق" پاس میکردی..
سه واحد وفا.. یه واحد توجه.. =)🙂🍂 ››
دیدگاه ها (۱)

#لبخند_زیبا😍👌🏻

همین پاییز تصمیم بگیر که برگردی🍁بگذار وقتی برگ ها ریختند و ب...

به قول مسعود کیمیایی دیگه نمیشه شب توی کوچه زَد زیر آواز یا ...

چشاتو ببند، چشاتو ببند تصور کن داری از ته دل بلند بلند میخند...

#قمار_سرنوشت پارت⁴همه میرن و سر میز میشیننجونهو : همون طور ک...

پارت شانزدهم در آغوش زندان ویو تهداشتیم میرفتیم پیشه کوک که ...

پارت سی و یکمدر آغوش زندان ویو کوکیخورده از ته ناراحت شدمواق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط