{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو آن زمان به سرم سایه خواهی افکندن

تو آن زمان به سرم سایه خواهی افکندن
که پیش پای تو ترکیب من پراکنده است
به شاهراه طلب بیم نامرادی نیست
زهی امید که تا عشق هست پاینده است
ز دورباش حوادث دلم ز راه نرفت
بیا که با تو هنوزم هزار پیوند است
به جان سایه که میرنده نیست آتش عشق
مبین به کشته ی عاشق که عاشقی زنده است
دیدگاه ها (۰)

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم کـه چـرا غافـل از احـوال دل...

ازطرف خدا،،🎆 عالم ز برایت آفریدم، گله کردی🎇 از روح خودم در ت...

آنچه نیکی میکنی، پیش کسی اظهارش مکنگر خدا داند بس است، کالای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط