{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☕️🍫صبحی نو آمده، طلوعی دیگر

☕️🍫صبحی نو آمده، طلوعی دیگر
غم هایت را به شبی که گذشت واگذار کن
صبح با تمام زیبایی هایش آماده است تا چشم نوازی،کند
چشم هایت را روی اندوهت ببند
تا صبحِ غزل خان روحت را بیاساید ☕️🍫
دیدگاه ها (۰)

🍃🦢این بهار ،چون شعرِ تر است مثل یک دیدارِ تازه نوبر است آسما...

من دلم یه جایِ آبیِ مایل به زندگی هر جا که تو باشی بگو اونور...

چشمای سیاهِ معصومش 🥲😇

يقيناً عاشقت هستم ❤️🖇

🌤 صبح‌هاغم‌هایت رابه‌ شبی‌ که‌ گذشتواگذار کن...🌸صبحی ‌نو آمد...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۴۲: صبحی که نباید می‌آمدصبح خیلی زود…خانه ...

پارت ۲۷ساسکه دراز کشید روی تخت، بدنش کمی از فشار به تشک فنری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط