{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت 1 روانی من♡

#پارت 1 روانی من♡

ا/ت =+
کوک= -
ویو ا/ت

داخل اتاقم بودم داشتم حاضر میشدم که برم مدرسه که در با شتاب باز شد دیدم شوهر عمم (با $ نشون میدم)

$ میخوای بری کجا
+ مدرسه
$ لازم نیست دیگه لازم نیست بری مدرسه وتو خونه میمونی

+ چرا برای چی مگه چکار کردم ( بغض)
$ همین که گفتم ما پول برای تحصیل تو نداریم همچنین از خونه هم حق نداری بری بیرون

+ نونا چی اونم نمیره
$ نونا میره
+ چرا من نمیتونم برم ولی لونا میره
$ چون پول بیخود نداریم برای تو بدیم
ورفت بیرون

+ وقتی شوهر عمم رفت بیرون زدم زیر گریه گفتم. چرا همش منو به چشم یک اضافه میبینین چرا من نمیتونم مثل بچه های دیگه باشم چرا

یک ماه بعد

+ کم کم افسرده شده بودم ا میدی به زندگی نداشتم تو اتاقم حبس بودم غذا کم میخوردم زیاد صحبت نمی کردم

که عمم اومد تو اتاق
@ بیا پاینن میخوایم شام بخوریم دختره روانی

+ نمیخورم

@ چه بهتر بمون تو اتاق تا بمیری

وییو عمه ا/ت
داشتم از پله ها میومدم پاین باخودم گفتم بیا التماس دختره چندش کن که بیاد غذا بخوره هه

رفتم پاین نشستم رو میز

$ نیمد
@ نه خانم ناز میکنه نمیاد
نونا : ولش کن بابا بزار بمیره از گشنگی

نونا : بابا من یک فکری دارم که از دست ا/ت راحت میشیم

$ عووو بگو دخترم

نونا : نظرت چیه که به ا/ت تهمت زدن و ضرب شق بزنیمو بفرستیمش تیمارستان بگیم که روانیه
@ افررین به دختر باهوش من مگنه نه سامی (اسم شوهر عمه ا/ت)
$ فکر خوبیه اونوقت چطوری میخای که اینکارو کنی
نوا : بسپرش به خودم

ادامه دارد....... 🎀

لایک
کامت
فالو
وحمایت فراموش نشه 💜🎀
دیدگاه ها (۱)

ا/تجونگ کوکشوهر عمه ا/تعمه ا/تنونالایککامنتفالوحمایت فراموش ...

#پارت 2 روانی من♡ویو نوناتصمیم گرفتم که زنگ بزنم به یکی از ...

روانی من. 바래شخصیت هاجونگ کوک=28 سالهاسکارل...

سلام خوشگلا من تازه رمان نویسی رو شروع کردم قبلا داخل آپارات...

عشق بی پایان

عشق بی پایان

Part 10 خب تشنم بود چیکار کنم؟ اها پنجره بازش کردم ارتفاع زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط