{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 10

Part 10

خب تشنم بود چیکار کنم؟
اها پنجره بازش کردم ارتفاع زیاد نبود ولی بادیگارد بود خوبه حداقل میتونم ازشون کمک بخوام زیرش انبار بود خودمو انداختم رو سقف انبار صداش بادیگارد هارو جمع کرد اومدم پایین
نونا: چیزی نیس منم
بادیگارد: ولی خانم چرا؟
نونا: منو سوال پیچ نکن بیا بریم تشنم بود چیکار میکردم خب
بادیگارد: خب درخواست میکردید
نونا: چرا؟ انرژی زنانه رو دیدی؟
بادیگارد: بله دیدم
نونا: گرم باش
بادیگارد: چشم
نونا: خب کلید در
بادیگارد: بفرمائید
درو باز کردم باورم نمیشد همه رو کاناپه نشسته بودن و داشتن فیلم میدیدن بیخیال رفتم اب برداشتم از یخچال که بخورم برگشتم
نونا: میتونی بری جناب اسمت؟
شین هه: میتونید منو شین هه صدا کنید
نونا: اوکی برو بایی
هوففف یه نگاه نفرت امیز به کوک کردم و رفتم سمتش و گفتم
نونا: کلید اتاق
کوک: چطوری اومدی بیرون؟ "عصبی"
نونا: بتوچه
کوک: چطوری اومدی؟ "عربده"
تاحالا این عربده کوک رو ندیده بودم گریه هام شدت گرفت داد زدم
نونا: اصلا بتوچه؟ تو بدترین شوهر منییی اصلا شوهر نیستی الانم کلید نده میرم تو اتاق جیهوب میخوابم...
دیدگاه ها (۰)

Part 11<ویو نونا> اصلا میرم تو اتاق جیهوپ میخوابم کوک: تو غل...

Part 12<ویو نونا>اوما و میا خیلی باهام مهربون بودن اونا مثل ...

Part 9 <ویو نونا> نونا: جین خیلی خوشمزستجین: مرسی کوک: نه به...

Part 7 <ویو نونا> رفتم خوابیدم، بیدار که شدم دست یکی دور بدن...

Part 6<ویو نونا> دستاش دور کمرم حلقه بود یعنی چی بیبی من بیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط