{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق را نمیدانم ولی به نام تو که میرسم سلول به سلول ل

عشق را نمی‌دانم، ولی به نام تو که می‌رسم، سلول به سلول، لبریز اشتیاق می‌شوم. تو را که می‌بینم، به هیجان می‌آیم و کنارت که می‌نشینم، هزاران هزار پروانه‌ی عاشق، میان هزارتوی قلبم، پرواز می‌کنند.
بی‌اختیار به تو فکر می‌کنم هر لحظه و دلم می‌خواهد تمام فیلم‌های خوبِ جهان را با تو ببینم، تمام موسیقی‌های خوبِ جهان را با تو بشنوم، تمام کتاب‌های خوبِ جهان را کنار تو بخوانم و تمام رازهای پنهان دلم را با تو بگویم.
نامت را چه بگذارم؟ وطن؟ رفیق؟ عشق؟
تو واقعا کیستی؟ تو کیستی و از اهالیِ کدامین جهانی که اینهمه دوستت دارم؟! ❤️


#عاشقانه #ولنتاین #عشق #روز-عشق
دیدگاه ها (۰)

#داستان_کوتاه_ترسناک دختری 7 ساله به اسم مولی بود که عاشق عر...

#ترسناکبنظر من دیدن فیلم یا مستند های ترسناک با دوست صمیمی ...

دلم میخواد بغلت کنماما خیلی دوری ازم#عشق #عاشقی #دوری

ولنتاین

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

«دلمون» خنک نشد!«دلمون» میخواست اسرائیل محو میشد!«دلمون» میخ...

Part: 18The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط