نام فیک: عشق بی ثمر
نام فیک: عشق بی ثمر
نویسنده:
@choi_so_a
__________
موضوع:رمنس_جنایی_سد اندینگ
شخصیت های اصلی: هیونجین_لیلی
شخصیت های فرعی:فلیکس_سویون_( بقیش در طول داستان مشخص میشه)
تعداد قسمت: نامعلوم
تعداد فصل: احتمالا ۲ فصل
کاپل ها:هیونلیکس_( بقیش رو در طول داستان میفهمید، برین بخونین که خیلی با تصوراتتون فرق داره)
__________
خلاصه ای از فیک:
لیلی، دختری ۲۲ ساله که برای پیدا کردن معشوقه گم شده اش دست به مافیا شدن زده، تبدیل به بزرگترین مافیا کره شده، در ظاهر بسیار قوی و تواناست، ولی هیچکس، به جز هیونجین، که دست راستش است، نمیدونه که او هرشب از شدت دلتنگی و بی طاقتی، مست میکند و در مستی با خودش حرف میزند و گریه میکند؛ و هیونجین، که در شبی به طور اتفاقی شاهد این است، نمیتواند گریه های او را تحمل بکند، میرود و از او دلیل این گریه هارا میپرسد، و لیلی که مست است، همه چیز را به هیونجین میگوید، و از ان شب به بعد، هیونجین به محرم اسرار لیلی تبدیل می شود؛ و به او در راهش کمک میکند؛ ولی هیچکدام نمیدانند که در این راه، چه چیز ها انتظارشان را میکشد، و چطور همه چیز به طرز عجیبی بهم میریزد...
__________
یه اسپویل کوتاه از فیک:
-فرشته خوشگلم، نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده، ای کاش...
-نه هیونجین! نه! نباید این کار رو با من بکنی! اخه چطوری دلت میاد...
-دارم میام عزیزم...
__________
امیدورام خوشتون بیاد
نویسنده:
@choi_so_a
__________
موضوع:رمنس_جنایی_سد اندینگ
شخصیت های اصلی: هیونجین_لیلی
شخصیت های فرعی:فلیکس_سویون_( بقیش در طول داستان مشخص میشه)
تعداد قسمت: نامعلوم
تعداد فصل: احتمالا ۲ فصل
کاپل ها:هیونلیکس_( بقیش رو در طول داستان میفهمید، برین بخونین که خیلی با تصوراتتون فرق داره)
__________
خلاصه ای از فیک:
لیلی، دختری ۲۲ ساله که برای پیدا کردن معشوقه گم شده اش دست به مافیا شدن زده، تبدیل به بزرگترین مافیا کره شده، در ظاهر بسیار قوی و تواناست، ولی هیچکس، به جز هیونجین، که دست راستش است، نمیدونه که او هرشب از شدت دلتنگی و بی طاقتی، مست میکند و در مستی با خودش حرف میزند و گریه میکند؛ و هیونجین، که در شبی به طور اتفاقی شاهد این است، نمیتواند گریه های او را تحمل بکند، میرود و از او دلیل این گریه هارا میپرسد، و لیلی که مست است، همه چیز را به هیونجین میگوید، و از ان شب به بعد، هیونجین به محرم اسرار لیلی تبدیل می شود؛ و به او در راهش کمک میکند؛ ولی هیچکدام نمیدانند که در این راه، چه چیز ها انتظارشان را میکشد، و چطور همه چیز به طرز عجیبی بهم میریزد...
__________
یه اسپویل کوتاه از فیک:
-فرشته خوشگلم، نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده، ای کاش...
-نه هیونجین! نه! نباید این کار رو با من بکنی! اخه چطوری دلت میاد...
-دارم میام عزیزم...
__________
امیدورام خوشتون بیاد
- ۳۷۱
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط