{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبنم صبحگاهی، به طراوت آرزوهای کهنه، بر گلبرگ‌های پژمرده‌

شبنم صبحگاهی، به طراوت آرزوهای کهنه، بر گلبرگ‌های پژمرده‌ی امید می‌نشیند. آسمان، بغضش را در ابرهای سنگین فرو می‌خورد و زمین، نفس‌هایش به شماره افتاده. در این سکوت پر از درد، تنها صدای گله‌مندی باد شنیده می‌شود که قصه‌ی دلتنگی‌ها را نجوا می‌کند.
دیدگاه ها (۰)

دروغ و حقیقت

مادرم

گاهی فکر می‌کنم آن کافه، نه روی زمین، که در دل یک ابر شناور ...

بی‌قرار توام و در دلِ تنگم گله‌هاستآه! بی‌تاب شدن، عادت کم ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط