{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

casino3

به شلف بار خیره موندم و رفتم تو فکر خام کردن همچین پسری سخت بود و ریسک بزرگی بود اگه بویی از این قضیه بو ببره باید با زندگیم خدافظی کنم اما اگه بیخیالشم بشم از طرف سام رونی زنده نمیمونم....چشمامو لحظه ای بستم و و دستامو مشت کردم این چه دو راهیه سختی بود
"جونگکوک"
صندلی رو کشیدم و نشستم رو به تهیونگ پاکت سیگار روی میز رو برداشتم و یه نخ برداشتم و روشنش کردم
+کی بود؟
دود سیگارو دادم بیرون و به جمعیت خیره شدم
-معلوم نیست کی فرستادش
+قضاوت نکن
پوزخندی زدمو پکی از سیگار گرفتم و حرفی نزدم
+من میرم پیش نانا
اخمی کردم و نگاهی به تهیونگ کردم خیلی وقته خودشو درگیر اون دختر کرده اما هیچی نمیگه بلند شد و دستاشو تو جیبش کرد و بین جمعیت گم شد سیگارو تو زیر سیگاری خاموش کردم و بلند شدم با حس کردن بدنم که یخ کرد اخم غلیظی کردم و به دختر رو به روم خیره شدم که دستش یه نوشیدنی قرمز رنگ بود کلافه دستمو تو موهام فرو کردم سرشو که آورد بالا عصبی نگاهمو بهش دوختم
-بازم تو
دستپاچه نگاهشو به لباسم داد که از سفید تبدیل به قرمز شده بود دستشو جلو دهنش گذاشت
+اوه...من ندیدمت واقعا...ببخشید میتونی درش بیاری تمیزش کنم
دستی به لباسم کشیدم
-لازم نکرده...حواستو جمع کن
هنوز قدم اولمو برنداشتم دستمو گرفت و با چشمای درشت نگاهم کرد
+عذاب وجدان میگیرم...اینجوری که نمیتونی بری
بدون حرفی راه افتادم سمت سرویس بهداشتی درو پشت سرش بست تو آینه نگاهی به لباسم انداختم و نفس عمیقی کشیدم
"میکا"
وقتی پشتش بهم بود لبخند پیروزمندانه ای بابت نقشم زدم و سریع خودمو جمع و جور کردم دستامو بهم قفل کردم و منتظرش موندم تو یه حرکت لباسشو بدون باز کردن دکمه هاش از تنش درآورد و ایستاد جلوم لحظه ای از دنیا محو شدم و به بدن عضله ایش خیره شدم که با پرت شدن لباسش روی صورتم جلو دیدمو گرفت
+هیی چیکار می‌کنی
لباسم از رو صورتم برداشتم و با عصبانیت نگاهش کردم
+فرق دنیای خودت بودی...منم وقت ندارم که بزارم تو دنیای خودت سر کنی
نگاهمو ازش گرفتم و آب رو باز کردم مایع رو بهش زدم و آروم مالیدمش همزمان زیر لب غر غر میکردم
+پسره ی پرو...چه دردسریه آخه
با صدای سرفه سرمو آوردم بالا از تو آیینه نگاهش کردم که به در پشت سرم تکیه داده بود و با چشمای سردش خیره شده بود بهم لباسو تو دستام فشار دادم و لعنتی به خودم فرستادم
+من...فکر کردم رفتی
دوباره نگاهم خورد به بدنش دستاشو آروم کرد تو جیبش
-دیرمه‌...در بیا از دنیای کوفتیت
از بی ادبیش اخم کردم و با عصبانیت لباسو شستم و بردم سمت دستگاه خشک کن
بعد چند دقیقه تمیز گرفتمش جلوش بدون حرفی پوشیدش و رفت سمت در
+خواهش میکنم جناب جئون
سرشو برگردوند و پوزخندی زد
-دنبال چی میکردی خانوم....میکا
چشمام گرد شد و بهش خیره موندم اسممو از کجا فهمید نکنه فهمیده...چند قدیم نزدیکم شد و دقیقا ایستاد جلوم سرمو آوردم بالا و نگاهش کردم
-هروقت دیدیش بهش بگو جونگکوک گفته تو انتخاب جاسوس بیشتر دقت کنه یه دختر ریزه رو نفرسته که تو دنیای خودش سر می‌کنه
با انگشتام بازی میکردم و استرس گرفته بودم به هرجایی نگاه میکردم به جز چشماش سرمو انداختم پایین ترجیح دادم سکوت کنم و تسلیم بشم قدم برداشتم از کنارش رد بشم که با گرفتن بازوم ایستادم سرجام نگاهم به در بود و به حرفاش گوش میدادم
-شرط داره
دیدگاه ها (۱۲)

casino4

casino5

casino2

casino_1

CASINO3.8

casino_15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط