{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

CASINO3.8

زن با تعجب کنار کشید و لای جمعیت قاطی شد با نفرت نگاهمو ازش گرفتم و دوباره به جونگکوک خیره شدم
جونگکوک:داری زیاده روی می‌کنی
خنده حق به جانبی تحویلش دادم و به تای ابرومو دادم بالا
میکا:زیاده روی؟ولی من مطمعنم چی دیدم!
جام مارتینی شکلش رو آورد بالا و بدون قطع کردن ارتباط چشمیش یه قلپ ازش سر کشید و لبشو با زبون تر کرد
جونگکوک: اون یکی از کارمندای کازینوعه
دست به سینه شدم و سرمو کج کردم
میکا: اره حتما! و لازم بود باهاش بخندی و دستشو بزاره رو بازوت؟
چشم هاش تیره شد و لحظه ای نگاهشو ازم گرفت
جونگکوک: میکا...داری مسخره بازی در میاری
میکا: نه دارم میپرسم چرا همیشه وقتی اوضاع جدی میشه تو یهویی حواست جای دیگه می‌ره
جام رو روی کانتر بار گذاشت و یه قدم بهم نزدیک شد
جئون: تو هیچوقت قبل از قضاوت کردن فکر میکنی؟
میکا: من...من قضاوت نکردم من دیدم
خنده عصبی سر داد و دستاشو تو جیبش فرو کرد
جئون: خوبه بدونی داشتم درباره دنیس کوتس سوال می‌پرسیدم شاید اگه بجای دعوا کردن گوش می‌دادی...
درجا حرفشو قطع کردم
میکا: لازم نیست نقش قهرمان رو بازی کنی
چند ثانیه سکوت سنگینی بینمون افتاد فقط صدای موسیقی و خنده های دورمون به گوش میخورد...کلافه نفس عمیقی کشید
جئون: مشکل تو اینه که فکر می‌کنی همه چیز درباره توعه
دهنم باز شد و با تعجب بهش خیره شدم خنده آرومی کردم
میکا: چ...چی؟
شونه ای بالا انداخت
جئون: اگه قرار باشه هربار که با کسی حرف میزنم بازجویی بشم...پس شاید بهتره اصلا توضیح ندم
یه قدم به عقب برداشتم و دستامو آوردم بالا
میکا: باشه پس...توضیح نده
چند لحظه خیره بهم موند و بدون حرفی از کنارم رد شد و میون جمعیت غیب شد...سمت کانتر بار رفتم و روی صندلی چرم مشکی رنگ رو به روی بار نشستم و دستامو روی کانتر گذاشتم و به جام مارتینی جونگکوک خیره شدم چشمامو ثانیه ای بهم فشار دادم و جام مارتینی رو برداشتم و بدون لحظه ای تردید همشو سر کشیدم و محکم کوبیدمش رو کانتر
میکا: برو به جهنم جئون
یه مارتینی دیگه از بارتندر درخواست کردم با ملایمت جام رو پر کرد و بدون تلف کردن نصفش رو یجا سر کشیدم گلوم به شدت سوخت اما اهمیتی ندادم...حس میکردم صداها دور سرم میچرخیدن سرم رو روی دستم تکیه دادم و زیر لب حرفی زدم
میکا: به جهنم...
همون موقع دستی روی شونه ی برهنه ام حس کردم سرم رو چرخوندم و با دیدن نانا که روی صندلی کنارم نشست لبخند محوی زدم ماسکش رو کمی زد بالا
میکا: هی...صورتت معلوم میشه
سریع ماسکشو درست کرد و به جام رو به روم خیره شد
نانا: چندتا خوردی؟
با انگشتام عددای نامشخصی نشون دادم
میکا:فکر کنم اونقدری که بفهمم مردا چقدر اعصاب خورد کنن
دستشو زیر چونه اش گذاشت
نانا:چی شده
میکا: با جونگکوک دعوام شده
با دست به صندلی که نانا روش نشسته بود اشاره کردم
میکا: دقیقا اینجا وایساده بود...با یه زن ماسک طلایی داشت می‌خندید خیلی هم راحت
یه جرعه از مارتینی خوردم و ادامه دادم: میگه کارمند کازینوعه میگه داشته درباره دنیس کوتس سوال می‌پرسیده
خنده ای کردم و سرمو به این طرف و اون طرف تکون دادم: حتما برای پرسیدن سوال لازمه دستش روی بازوت باشه؟
نانا نفسشو آروم داد بیرون شونه ای بالا انداختم و به شلف بار خیره شدم

#jungkook #casino #taehyung #jimin #bts #فیک_بی_تی_اس #فیکشن_بی_تی_اس #وانشات_کوکی #جیمین #تهیونگ #بنگتن #بی_تی_اس #وانشات_تهیونگ #وانشات_جیمین
دیدگاه ها (۹)

CASINO3.9

CASINO3.10

CASINO3.7

CASINO3.6

CASINO3.3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط