part
part21
اسم رمان:رویای سلطنتی
سرباز:عالیجناب...سر دسته ی جناح غرب ...به ما حمله کردن...
چانسو:چی؟...به چه حقی به خودشون اجازه ی حمله دادن؟!...
سرباز:(زانو زد)ثرورم...لطفاً من را عَف کنید...تقصیر بی مسئولیتیه منه....
چانسو:الان این حرفا اهمیتی نداره...باید سرباز هارو جمع...کنیم؛به جناح شرق خبر بدین...و...تمام..سرباز هارو جمع کنن...؛
سرباز:چشم،ثرورم...
جیمین:ثرورم منم...در جنگ..شرکت میکنم..!!!
چانسو:الان وقت..بحث نیست جیمین!!!!اجازه نمیدم...تنها ولی عَهد تویی!!!همین الان برو به زیر زمین مخفی قصر...؛
جیمین:اما...ثرورم..؛
(چانسو به حرف جیمین اهمیتی نداد...و..به سربازان گفت تا اونو داخل زیر زمین ببرن و چندین تا سرباز برای محافظت از .....جیمین گذاشت...و..بعد از اون...به جیمین هم اسلحه...داد..تا از خودش دفاع کند....)
..........
ادامه دارد.....
اسم رمان:رویای سلطنتی
سرباز:عالیجناب...سر دسته ی جناح غرب ...به ما حمله کردن...
چانسو:چی؟...به چه حقی به خودشون اجازه ی حمله دادن؟!...
سرباز:(زانو زد)ثرورم...لطفاً من را عَف کنید...تقصیر بی مسئولیتیه منه....
چانسو:الان این حرفا اهمیتی نداره...باید سرباز هارو جمع...کنیم؛به جناح شرق خبر بدین...و...تمام..سرباز هارو جمع کنن...؛
سرباز:چشم،ثرورم...
جیمین:ثرورم منم...در جنگ..شرکت میکنم..!!!
چانسو:الان وقت..بحث نیست جیمین!!!!اجازه نمیدم...تنها ولی عَهد تویی!!!همین الان برو به زیر زمین مخفی قصر...؛
جیمین:اما...ثرورم..؛
(چانسو به حرف جیمین اهمیتی نداد...و..به سربازان گفت تا اونو داخل زیر زمین ببرن و چندین تا سرباز برای محافظت از .....جیمین گذاشت...و..بعد از اون...به جیمین هم اسلحه...داد..تا از خودش دفاع کند....)
..........
ادامه دارد.....
- ۳۷۲
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط