اسم فیکرویای سلطنتی
𝑝𝑎𝑟𝑡20
اسم فیک:رویای سلطنتی
(همه چیز عادی بود تا اینکه ملکه مریضی سخت گرفت)
جیمین:مادر....من پدر رو از دست دادم شما رو.....دیگه نمیخوام از دست بدم.....لطفا منو تنها نزارین.....مادر جان..(گریه)
جینا:پسرم(بیهوش)
طبیب:متأس....
جیمین:میدونم....مادر هم از دست دادم....(محکم مادرش را در آغوش گرفت)
بعد از خاکسپاری~
جیمین:ثرورم....
چانسو:حرفی...ندارم.....هم...مادرمون و هم پدرمون رو از دست دادیم الان حتی کسی رو نداریم مه بخوایم بهاشون حرف بزنیم......
جیمین:درسته ثرورم.....ولی...شما...نمیخواین یه ملکه برای این کشور انتخاب کنین
چانسو:من که به هر خال قرار نیست بوه دار شم....پس بهتره عاشقم نشم....
جیمین:بله ثرورم....
چانسو:خب.....،(که حرفش با صدای سرباز قطع شد)
سرباز:عالیجناب(داد)
چانسو:چیشده؟؟؟؟....
ادامه دارد......
اسم فیک:رویای سلطنتی
(همه چیز عادی بود تا اینکه ملکه مریضی سخت گرفت)
جیمین:مادر....من پدر رو از دست دادم شما رو.....دیگه نمیخوام از دست بدم.....لطفا منو تنها نزارین.....مادر جان..(گریه)
جینا:پسرم(بیهوش)
طبیب:متأس....
جیمین:میدونم....مادر هم از دست دادم....(محکم مادرش را در آغوش گرفت)
بعد از خاکسپاری~
جیمین:ثرورم....
چانسو:حرفی...ندارم.....هم...مادرمون و هم پدرمون رو از دست دادیم الان حتی کسی رو نداریم مه بخوایم بهاشون حرف بزنیم......
جیمین:درسته ثرورم.....ولی...شما...نمیخواین یه ملکه برای این کشور انتخاب کنین
چانسو:من که به هر خال قرار نیست بوه دار شم....پس بهتره عاشقم نشم....
جیمین:بله ثرورم....
چانسو:خب.....،(که حرفش با صدای سرباز قطع شد)
سرباز:عالیجناب(داد)
چانسو:چیشده؟؟؟؟....
ادامه دارد......
- ۲.۳k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط